از دلتنگیت کجا فرار کنم
معمار هیجان
کجا بروم که صدای آمدنت را بشنوم ؟
کجا بایستم که راه رفتنت را ببینم ؟کجا بخوابم که صدای نفسهات بیاید؟
کجا بچرخم که در آغوش تو پیدا شوم؟
کجا چشم باز کنم که در منظرم قاب شوی؟
کجایی ؟
کجایی که هیچ چیزی قشنگتر از تماشای تو نیست؟
کجا بمیرم
که با بوسههای تو چشم باز کنم؟
کجایی؟؟
از عباس معروفی عزیزم
چون چهارمین سالگردش بود
و چون امشب دلتنگام...
اخ کتاب سمفونی مردگان رو چند وقتی هس که قرض گرفتم بخونم، الان که این رو نوشتی به نظرم بهترین زمان اومد برای شروعش.
پاسخ دادنحذفآره یوکو بخون عالیه. من عاشق سال بلواشم :)
حذفچه قشنگ بود
پاسخ دادنحذفخوشحالم تو هم دوستداشتی سایه :**
حذفچقدر شعر زیبایی بود ؛ و من شیفته ی کتاب سمفونی مردگان استاد هستم ؛ اون سردی فضای برفی رو توی هر بار خوندن با تمام وجودم احساسش کردم.
پاسخ دادنحذفآره دقیقا...عجیبه اون فضاش مستانه .
حذفآخی آخی
پاسخ دادنحذف:)) و بوس
پاسخ دادنحذفعزیزم بوس و بغل برای دل تنگت ❤️
پاسخ دادنحذفبوس و بغل بک نیلی جون ❤️
حذف