امروز اولین جستاربا نام خودم منتشر شد. از صبح منتظر بودم ساعت انتشار برسه ولی انقدر سرگرم کارهای دیگرم شدم که زمان از دستم رفت و وسط درست کردن ترشی فلفل هالوپینو بودم که نگاهم افتاد به ساعت و گوشی رو برداشتم.
همه اش منتظر بودم که چه عکسی گذاشتن رو جستارم باورم نمیشد. عکاس دقیقا عکسی رو گرفته بود که اگرانتخاب با خودم بود همون رو میگرفتم. برام درخواست دوستی فرستاده بود و گپ زدیم.میگفت متنم رو برای دوستش خونده بوده و اون گفته بوده این که منم که!
فکر کنم از اولین متن منتشر شده ام راضی ام.
بهبه چه عالی فریبا جون. خوشیت بیش باد :)
پاسخ دادنحذفمرسی عزیزم
حذف