۱۱ تیر ۱۴۰۵

تجریش/ روز بیست و هشتم

ظهر نهار که خوردیم مادر دختری رفتیم تجریش. یه ایده شماره دوزی و پتینه رو قراره رو بوم پیاده کنیم. همه  تجریش رو گشتیم و با مصیبت چهل وپنج سانت تور شماره دوزی پیدا کردیم ریزِ ریز. یکی نیست بگه زن تو الان چشم و چارت درست کار میکنه یادت افتاده کورکورکی شماره دوزی کنی. سه تا نخ دمسه شد چهارصد و پنجاه تومن. خرید که کردیم رفتیم کافه و بعد زدیم تو دل بازار قدیم. تکیه هنوز راه نیفتاده بعد عاشورا تاسوعا. احتمالن گذاشتند این تعطیلی هم بگذره بعد بازش کنند. بعدهم پیاده برگشتیم خونه. به اندازه چهارروزی که قراره حبس بشیم خونه راه رفتیم و چرخیدیم تو شهر.  اینقدر خسته شدیم که واقعن چهارروز استراجت میخواهیم از فردا

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر