۱۰ مهر ۱۴۰۵

فردا روز جیشه

هفته‌ی پیش رفتم فیزیوتراپی مخصوص عضلات کف لگن. جلسه با فیزیوتراپ این‌طوری نیست که اون‌ها با وسیله کاری انجام بدن، بلکه به منظور آموزش و راهنماییه.

خانمه خیلی باحیا بود. صغری‌کبری چید که من دوره‌ی تخصصی بهداشت زنان دیدم و دستکش دستم می‌کنم و مراقبم... می‌تونم انگشتم رو بکنم اون تو؟ بعد که جواب مثبت بود، حوله داده بهم و یه پرده کشیده که برم پشت پرده لخت بشم، حوله دورم بپیچم و بیام دراز بکشم.

دکترها معمولا این‌قدر ملاحظه نمی‌کنن.

علت اینکه وقت گرفتم این بود که روش صحیح تمرین‌های کگل رو یاد بگیرم و بفهمم دارم درست انجام می‌دم یا نه. نه، درست انجام نمی‌دادم و خوب شد رفتم.

بهم آموزش داد که چجوری کل سیستم رو هنگام بازدم جمع کنم، بکشم بالا و زمان دم رها کنم. بهم یاد داد که چجوری انگشتش رو که داخله با عضلاتم فشار بدم و گفت خودت هم برو حموم و انگشتت رو بکن تو و با عضلات کف لگنت فشار بده و موقع سکس هم چه بهتر که همین تمرینو کنی.

خیلی مفصل توضیح داد و منم با دقت گوش می‌کردم که بیام برای شما بنویسم، ولی تا از در رفتم بیرون، رفیقم از نروژ زنگ زد و به اون توضیح دادم و حس روایتگریم ارضا شد. سر شما بی‌کلاه موند. فکر می‌کنم همتون استاد هستین خودتون.

قرار شد دو روز همه‌ی جیش‌هامو ثبت کنم. دو تا برگه داد که ردیف باید از صبح که بیدار می‌شم، مقدار جیش، مقدار مایعات مصرفی و ساعت‌هاش رو، به‌علاوه‌ی کیفیت اون جیش، مثلاً با عجله رفتم یا با فشار اومد یا قطره‌قطره، یادداشت کنم. فردا میخوام روز اولش رو به حول و قوه الهی انجام بدم . یه ظرف درجه دسی لیتر دار گذاشتم توی دستشویی که یادم نره.

برای نوامبر بهم وقت داد که بررسیش کنیم. ازش خواستم جلسه‌ی بعدی با وسیله‌ی الکترونیک TENS داخل واژنی امتحان کنیم، ببینیم کمک می‌کنه یا نه. بس که تنبلم همیشه دنبال راه میون بر میگردم و فکر میکنم شوک الکتریکی برای اون قسمت شاید جالب هم باشه !

برنامه‌ی ناهار خونه‌ی دوستم آیا منتقل شد به یکشنبه، چون شوهرش بدون توجه به برنامه‌ی ما روز شنبه رو پر کرده بود. آیا هم خیلی حرصش می‌گیره از بی‌خیالی‌هاش.

بعد هم گفت پسرت خیلی مراقب باشه که پیانو رو میبینه عکس‌العمل نشون نده، چون بچه‌های ما، حتی بزرگه، فکر می‌کنن واقعاً سانتا این پیانو رو براشون آورده.

زمان اسباب‌کشی به این خونه، پیانوی پسرک رو دادیم بهشون. جا نداشتیم و پسرم هم یهویی به‌شدت از پیانو زده شده بود. اون هم برای کریسمس بچه‌ها رو سورپرایز کرد.

خیلی بانمکه که بچه‌ی نه‌ساله هنوز فکر کنه سانتا وجود داره. به مامانش گفته: «سانتا پارسال برامون هدیه‌ی گرون آورد، امسال دیگه چی می‌خواد بیاره!؟»

قابل توجه دوستان: مرد امشب باز با همکاراش، بعد مدت‌ها!!، دورهمی دارن. هفته‌ی پیش در اسپا وسط حرفاش گفت: «عکستو نشون دادم به همکارم.» نپرسیدم کدوم عکس. بهتر که ندونم کدوم عکس، چون همش از نظر من آبروبری و خاک‌برسریه.

امشب هم معلوم نیس به کی چی نشون بده. دندون به جگر می‌گیرم، هیچی نمی‌گم و نخواهم گفت.

۱۲ نظر:

  1. آخ نیلی گفتی و کردی کبابم! منم الان اوضاع عضلات کف لگنم داغونه،‌خودمم میدونم که باید تمرین‌ها رو شروع کنم…(اینجا بعد از هر زایمان ده-دوازده جلسه میدن برای تقویت دوباره عضلات کف لگن) اما من بعدش دوباره دویدن رو شروع کردم و دویدن میدونی که بیشترین فشار رو میاره و تقریبا بدترین ورزشه براش… حتی دلیلی که برا ماراتن هم ثبت نام نکردم امسال همینه تقریبا… فکر کن بتونی سی چهل کیلومتر بدویی اما بترسی که نتونی تا آخرش جیش رو کنترل کنی :))))

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. باید تمرینشون بدیم انجل چاره ای نداریم. هر روز چند دقیقه هم کافیه …

      حذف
  2. واقعاً بچه‌های اونجا تا چه سنی فکر می کنن سنتا واقعیه؟ دختر برادر من سه سالگی رفت کانادا و از همون موقع می فهمید سنتا خیالیه.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. سایه اینا تلفن ندارن احتمالا بخاطر اینکه توی حباب هستن این فکرو میکنن . بقیه بچه ها از دنیای مجازی زود حقیقت و خرافات رو یاد میگیرن

      حذف
    2. بچه من از پنج سالگی سوال‌هایی میپرسید از سانتا که دیگه سخت بود بپیچونیمش. باباش بهش گفت،‌ فرداش هم اومد و گذاشت کف دست خواهر سه ساله‌ش! هنوزم به خواهر کوچیکه میگه راز سانتا چی بود؟ اونم باز ذوق میگه اینه که مامان و بابا سانتا میشن!‌ :)))

      حذف
    3. :)))) چه بامزه. من خیلی از پسر کلاس سومی دوستم تعجب میکنم چون هوش فوقالعاده ای داره و از ایناس که سر بقیه رو کلاه میذاره میگم شایدم وانمود میکنه. نمیدونم واقعا برای منم عجیبه

      حذف
    4. من یه همدانشگاهی داشتم که هنوز فکر میکرد سنتا واقعیه و تو فنلاند زندگی میکنه.

      حذف
    5. ویلا جاش که در اصل روی یه تپه معروفی شمال فنلانده ولی دوستت هم خیلی دنیاش رویایی و قشنگه :)))))

      حذف
  3. وای نیلی من هزارسال طول می‌دم برای این تمرین‌ها و کگل و چکاپ! خیلیم بده خودم واسه همه نسخه می‌پیچم بعد زورم میاد واسه خودم پیگیری کنم.
    چه سخت بوده دندون رو جیگر گذاشتنه. می‌خوای بپرسی ازش که چه‌طور بود؟؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. پرسیدم گفت خوش گذشت. درباره عکس هیچوقت نمیپرسم

      حذف
    2. منم اومدم بپرسم نتیجه مهمونی و عکس چی شد که دیدم نوشتی اینجا

      حذف
  4. منم یه ماهه که تمرینات تقویت عضلات کف لگن رو شروع کردم :دی

    پاسخ دادنحذف