۱۴ مهر ۱۴۰۵

بیا در آغوشم بخوابیم

 امشب کسی نیستم. حتی در آینه هم خودم نیستم. تصویر مخدوشی از خودم می‌بینم. امشب همه‌چی را انکار می‌کنم. درد را، گسست را، حتی همه‌ی لحظه‌هایی که شاد و پرهیجان بودم. امشب پر از رخوتم. همه‌ی عکس‌ها رو، اخبار رو، اسکرول می‌کنم و قرص‌های شب را می‌خورم و به خواب پناه می‌برم. در تخت به این فکر می‌کنم ممکن بود دختر یهودی‌ای  بودم که بی‌گناه به اردوگاه نازی‌ها برده شده باشم ولی الان در تخت گرم و نرمم خوابیده‌ام. تراماهای این روزها رو با همین نوشته مثل بادکنک می‌فرستم هوا و باز هم انکارشان می‌کنم. 

حتی بیهوده می‌نویسم. به خواب پناه می‌برم. 

خواب چه‌قدر خوبه. اگه خواب هم نبود که اصلا دیوونه می‌شدم‌

شب بخیر! یادتان نرود که قبل خواب اخبار نخوانید، خوب بخوابید و خواب رویاهایتان را ببینید و مهیای یک روز عجیب‌تر باشید.

۱۲ نظر:

  1. خواب آروم خیلی خوبه سایه جونم. شب تو هم بخیر :**

    پاسخ دادنحذف
  2. شب‌ات به خیر، باشد که تو آرام بخوابی 🌿
    من که می‌دانم خواب ام‌شب هم از من دریغ شده ...

    پاسخ دادنحذف
  3. سااااایه .. بغل.
    «امشب»‌هات رو دوست دارم.

    پاسخ دادنحذف
  4. امیدوارم خواب راحتی رو گذرونده باشی :* این روزها و شب‌ها خیلی همه چی روی موج هست نامطمئن می‌خوابیم و بیدار می‌شیم

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. خواب خوبی بود ولی صبح خواب موندم :))))

      حذف
  5. سایه منم خیلی به این فکر میکنم که ممکن بود در یک کشوری مثل هند پاکستان بنگلادش و … بدنیا میومدم و چقدر بازم شانس باهام یار بوده که ایران قسمتم شده

    پاسخ دادنحذف