امروز در اطرافم در محل کار به دنبال آدمی امن بودم که حرف بزنم ، مشورت کنم.
از قدیم می گفتند گشتم نبود ، نگرد ،نیست.
می دونستم آدمهای اطرافم مفهوم امن بودن رو بلد نیستند.
پس سکوت کردم.
اعتماد پایه تمام رابطه های جدی ما آدمهاست و اگر نباشه رابطه مثل خانه ای روی آبه.
دوست های صمیمی ام یکی یکی از شرکت رفتند .
حالا آدم امنی ندارم.
همکاری دارم که من مدیر جذبش بودم ، قدم به قدم در کنارش بودم ،رشد خوبی کرد، یه زمانی در آدمهای امن برام یود.
پارسال داستانی پیش اومد و چیزهایی رو فهمیدم که به واقع از کل اعتمادم ذره ای هم نماند.
حالا برگردیم به امروز ، داخلی ،اینجا. ساعت ۱۰ صبح.
با chat Gptحرف زدم .
رباط ها اصلا انسان نیستند.
دست ادم رو نمی فشارند ، رد نگاه ندارند.حس نمی کنی نگران تو هستند ،با تو بحث از روی دلسوزی نمی کنند ، فقط حضور دارند در زمان هایی که ما می خواهیم .
من دلگیرم از آدمها.دلگیرم از اعتماد هایی که ساختم و فرو ریخته شد.
دیروز تنها که بودم آهنگی در فضای خونه پخش می شد ، چارتار بود ؛ گله کن ،
گله کن یار شکیبا زن زیبا گله کن
گله کن ای گل تا لاله فریبا گله کن
گله کن شکوه ی جا مانده از آن سینه بران...
گله کن آن دل رنجیده تهی از گله کن
و من در فضای خلا و سکوت خونه اشک ریختم.
نمی دونستم گریه ام از سبکی بود که دارم تجربه میکنم ،از رهایی یا از غصه ای که با خودم حمل میکردم.
اما می دونستم که وقتی می شنیدم گله کن ، اشک هایم سرازیر می شد ،حتما گله های نگفته ی زیادی داشتم
دیشب خواب دیدم جنگ شده و از خواب پریدم.قلبم تند می زد.
شاید چون قبل خوابم اینجا برشی از اون روز کذایی رو نوشته بودم،شایدم چون این روزها نگران روزهای پیش رو هستم.
امروز کلاس یوگا ام رو رفتم ، به نظرم یوگا در دسته معجزه های زندگی منه.
حالا حالم رو با کارهای دیگری خوب میکنم به جز حرف زدن.
دل نمی بندم و سبک تر حرکت میکنم.
یوگا یکی از اون کارهاست.
نوشتم دیشب خواب دیدم یاد شعر سید علی صالحی افتادم ؛ خواب دیدم خانه ای خریدم ، بی پرده ،بی پنجره بی در ، بی دیوار ،حالا هی بخند .
بی پرده بگویمت : چیزی نمانده است من چهل ساله خواهم شد .
منم خیلی خواب جنگ میبینم
پاسخ دادنحذفآدم امن واقعاً کمه رها. منم دلتنگشم :(
پاسخ دادنحذفآدم امن؟ کجا سراغ دارید؟ جستید به من هم خبر بدهید!
پاسخ دادنحذفمن یکی دوتا دارم. از سالهای ییست سالگی پیدایشان کردم. وقتی که جوان و معصوم و امن بودیم.
حذفمیخواستم بگم اون اهنگ چارتار رو عاشقم اومدم پایینتر و شد اینکه اشعار سید علی صالحی رو عاشقترم
پاسخ دادنحذف