۱۲ مهر ۱۴۰۵

اپیزود صد و پانزده

 خواب دیشبم طولانی بود و عجیب. یکی از اکس‌ها بود که الان فامیل سببی شده و گهگاهی می‌بینمش و هر دفعه که می‌بینم به این فکر می‌کنم که من عاشق چیش شدم در حالی‌که می‌دونم اون موقع عاشق چی شدم. من بیست‌وچندساله بودم و بلاتکلیف و پا در هوا و هزار گیر و گور. اون؟ حوالی چهل و پاهاش سفت رو زمین و برنامه‌های بلندمدت و تصمیم‌های مهم و دیسیپلین و خوش‌صحبت و خوش‌پوش. دیگه چی لازمه که من عاشقش بشم؟ خلاصه آقای ب توی خوابم بود و من همون دختر بیست‌وچند ساله‌ی مو قرمز بودم. با لذت از خواب بیدار شدم. صبحانه خوردم و کتونی سفیدام که تو بارون دیروز کثیف شده بود رو تمیز کردم و دراز کشیدم رو کاناپه که وبلاگو بخونم و دوباره یاد خواب دیشبم افتادم. 

چندسال پیش یکی از دوستام یه شوخی درمورد بادی‌کانت کرد. من نمی‌دونستم یعنی چی و پرسیدم و بهم گفت. بعدتر تو ذهنم شمردم. یکی دو ساعت بعد یادم اومد که عه! فلانی هم بود ها! از اول شمردم. بعد دیدم درست نمیشه. نشستم نوشتم. امروز که یاد خواب دیشبم افتادم، دوباره یادم نیومد که آقای ب از اول چندمی بود ولی میدونم از آخر چندمیه و دوره‌ی معاشرتم باهاش عجیب صفر و صدی بود. لذت و هیجان زیاد و اذیت و آسیب شدید. گاهی که تو مغزم زندگیمو مثل داستان می‌بینم و یه راه دیگه‌ای غیر از اینی که الان توشم رو میرم، فکر میکنم که اون راه با آقای ب رو اگه می‌رفتم، امروز کجا بودم؟

۱۷ نظر:

  1. منم هنوز خواب آقای سین رو میبینم.. میبینم که کنار همیم و حتا توی خواب من خوشحالترینم. حیف که آقای سین الان فقط رفیقمه.

    پاسخ دادنحذف
  2. خوبه که حساب تعدادشون دستته. من اون قسمت بعد از جداییم‌و قبل مهاجرتم برام مبهمه که چند نفر بودن . توی وبلاگم هم در مورد اونها هیچی ننوشتم

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. من توی نوت گوشیم نوشتم یه بار با اون گزینه که خودش شماره بزنه بغلش :)))))))

      حذف
    2. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

      حذف
    3. لیست با شماره خوبه :)) هر کدومشون یه شماره مخصوص خودشو داره رنگ و برنگ :))

      حذف
  3. وای منم چند‌وقت پیش یه‌چیزی شد، نشستم شمردم‌شون :))) خیلی باحال بود بعد از این‌همه سال.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. کسی رو یادت نرفت بعدا بگی عه! چرا فلانی اصلا یادم نبود؟

      حذف
    2. وای چرااا روم نشد اعتراف کنم 🤭😜

      حذف
  4. آدم همش فکر می‌کنه اگه با فلانی ادامه داده بود چطور میشد زندگی الانش

    پاسخ دادنحذف
  5. من از وقتی توی اینساید اوت دیدم که مامانه داشت به خواستگار زمان جوونیاش فکر می کرد فهمیدم ما زن ها همیشه این فکر باهامون می مونه که اگه با فلانی بودم الان چطور می شد.

    پاسخ دادنحذف
  6. من از اینکه هیچ کدومو انتخاب نکردم تا الان کنارم باشم خوشحالم 🙈🙈🙈 شاید خیلی بد باشه‌، یا نشونه خودخواهی و فیلان 🫠🫠

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. همین که خوشحالی کافیه دیگه؟ نه؟ نتیجه‌ی درست همین نباید باشه؟

      حذف