۰۹ مهر ۱۴۰۵

در آستانه

 «مو» هر بار از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشود ، شاید این من باشم که تغییر شکل میدهم اما هرچه که باشد یکهو تعادل رابطه به هم میخورد،وقتی که بهم خورد ان کسی که تعادل را به هم زده از پس جبران برمیاید ،من ادم قهر های طولانی و بی خبری  نیستم ، او هم که ان ور دنیاست ، رابطه لانگ سخت است و نمیدانم که چرا انتخاب کرده ام ،نزدیکی های واقعی را هنوز  بر نمیتابم ، یک مینی سریز را شروع کردم به نام dying for sex …داستان زنی هست که کانسر استیج ۴ دارد و چیزی از عمرش نمانده و همان چند صباح باقی مانده را میخواهد که تجربه کند 

با خودم فکر میکنم همه ی سالهای زندگیم را که درس خواندم حالا انگار میخواهم بر علیه همه جیز طغیان کنم و بزنم زیر میز و همه ی دفتر و کتابهام ، اما یاغی لاجونی هستم متاسفانه ، انگار در سرم یکی فریاد میزند اما در بدنم کودکی خودش را گلوله میکند و حتی از فریاد خودش هم میترسد .. کاری نمیکنم ، هر دو را نگاه میکنم.. دکتر دابل میم میگوید همین که به شوخی های مدل کاندومی من حالا میخندی  برخلاف قدیم تر ها به این معنی هست که در استانه ی اینتر کورس هستی:) دکتر ها هیچوقت دروغ نمیگویند:)

۳ نظر:

  1. در آستانه‌ی اینترکورس خیلی باحال بود :))

    پاسخ دادنحذف
  2. الان رفتم یه قسمت از سریالی که گفتی رو دیدم :دی

    پاسخ دادنحذف
  3. اگه لازمه بزن زیر میز نوا :**

    پاسخ دادنحذف