۱۲ مهر ۱۴۰۵

 ر عزیزم سلام

کاف دوست منه و دختر دایی ز. ز و همسرش مطب مشترک دندانپزشکی دارن. پنج سال پیش که برای کارای دندونم رفته بودم مطبشون، ز برام پین گذاشت و همسرش کارای روکشو انجام داد. جلسه آخری که پیش همسر ز بودم، شروع کرد به بازی با موهام و آروم گفت چقدر سفیدی. دستشو کنار زدم و به خاطر ز که توی اتاق بغلی بود سکوت کردم. دیگه نرفتم اونجا و به کاف هم چیزی نگفتم. اما تا مدت ها به خودم می گفتم باید با صدای بلند بهش تذکر می دادم تا ز بشنوه و بیاد بیرون. من واقعا نمی دونم توی اینجور مواقع باید برم به اون زن بگم پارتنرش چیکار کرده یا نه؟ خودم باشم می خوام که حتما بهم گفته بشه، اما گاهی نمی دونم حق دیگری بر من چیه. امروز کاف بهم گفت که ز با شوهرش به خاطر ارتباط با زن های دیگه دعواش شده و سکته کرده و یه طرف صورتش حس نداره.

با مهر و ماچ و به امید دیدار

۱۸ نظر:

  1. پووف… منم نمیدونم چه کاری درسته، در موقعیت مشابهی به همسر اون ادم نگفتم اما به خواهرش گفتم ،لازمه که بگم بی نتیجه بود 😐

    پاسخ دادنحذف
  2. منم همیشه فکر می‌کنم کار درست چی می‌تونه باشه. همیشه تو این دوراهی مرددم. و اکثراً به سمت نگفتن قل می‌خورم.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. متاسفانه من معمولا با فکر کردن به اینکه طرف خودش می فهمه از خودم سلب مسئولیت می کنم اما خیلی دلم می خواد شجاعت اینو داشته باشم و برم بگم چون فکر می کنم اون آدم حق داره بدونه حتی اگه عکس العمل بدی باهام داشته باشه.

      حذف
    2. من فکر می‌کنم پارتنر طرف ممکنه انکار کنه یا برعکس سر پیکان رو به سمت خودت برگردونه. گاهی ممکنه که تراژدی اتفاق بیفته و بعد من خودم رو مسوولش بدونم. بنابراین هنوز هم فکر می‌کنم که هرکس خودش مسوول رابطه‌ی خودشه

      حذف
    3. من اطرافم این رو دیدم متاسفانه - و اینکه اون زنی که مورد تعرض قرار گرفته و رفته این رو گفته خودش بده شده‌ تو اون موقعیت. ولی زمان کار خودش رو‌ می‌کنه‌ به هر حال.

      حذف
    4. منم همینم، فکر می‌کنم باید بگم و اگه خودم باشم میخوام که بهم گفته بصه. اما تجربه نشون داده خیلی وقت‌ها اونی که اومده گفته متهم شده.

      حذف
    5. به سایه: سایه فکر می کنم اون آدم قبل از اینکه از دیگران بشنوه، زودتر از بقیه می دونه که یه جای رابطه ش میلنگه. حداقل ما زن ها می فهمیم اینو.

      حذف
    6. به رضا: آره واقعا زمان کار خودشو می کنه. اما چیزی که منو به شک می ندازه که بگم آسیب هایی هست که در طول زمان به اون آدم وارد می شه مثل همین اتفاقی که برای ز افتاده. میگم شاید ری اکشن های بیرونی زمان نتیجه گیری برای اون شخص رو سریعتر کنن.

      حذف
    7. به مهتاب: قبل از اینکه بگیم باید ریسکشو بپذیریم.

      حذف
  3. موقعیت سختیه منم بودم فکر کنم کاری که کردی رو می‌کردم اما دلم می‌خواست اون شجاعت رو می‌داشتم

    پاسخ دادنحذف
  4. چه سرنوشتی! چه سرنوشتی مشابهی برای بسیاری زنان خیانت‌شده ... :(

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. آره متاسفانه. و حالا با موضوع خیانت هم که بگیم یه موضوع شخصیه کار نداشته باشیم و بگیم ممکنه دو تا آدم از هم خوششون بیاد، این شخص اصلا شخصیت درست و اخلاق حرفه ای هم نداشت و با وقاحت از هر فرصتی استفاده می کرد.

      حذف
  5. من بودم با صدای بلند بهش اعتراض می‌کردم. نه به خاطر این‌که پارتنرش بفهمه یا نه، اونش به من مربوط نبود. به این خاطر که به من تعرض کرده و حق نداره چنین کاری رو بکنه. با صدای بلند اعتراض می‌کردم شاید بترسه یا شرایط براش سخت بشه و این کار رو با دیگران نکنه.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. درسته. فکر می کنم بهتر بود تذکر می دادم.

      حذف
  6. وای برای منم سخته نغمه. دقیقاً نمی‌دونم کار درست چیه. نظر آیدا به‌نظرم درست‌تره که شاید بترسه از آبروی نداشته‌ش و تکرار نکنه !
    دلم برای ز می‌سوزه چه وحشتناک 😔😔

    پاسخ دادنحذف