امروز روز بهتریه. آرومترم و امیدوارتر. دیشب دوباره تو خواب حالت آپنهی تنفسی داشتم باز و بخاطر نگرانی از خواب میپریدم. اما صبح خوبی رو شروعکردم.
دوشگرفتم و موهام رو یه براشینگ سرسری کردم. خط چشم و ریمل کشیدم با یه رژ گلبهی ملایم. گفتم دخترکم دلش باز بشه منو ببینه. دیشب واقعاً هرجی هم سعی میکردم روحیه داشتهباشم و خوب بهنظر برسم، اما قیافهم بهخاطر بیخوابی بیست و چهارساعته داغون بود. چشمهای سیاه و گودافتاده با موهای فر درهموبرهم!
صبح که اومدم بیمارستان دیدم چه همهچیز با صبح دیروز فرقکرده. مریضهای کمتری تو ccu بودن خداروشکر و محیطش آروم بود. رفتم پیش دخترکم دیدم چشمبند گذاشته و راحت مثل فرشتهها خوابیده. آروم نشستم رو صندلی و نگاهش کردم. بعد اومدم شماها رو خوندم و حرفزدم و سبکتر شدم.
دکتر الان اومد دیدش و گفت خداروشکر خیلی از روند درمانش راضیه و لختهها در حال حلشدن و ازبینرفتن هستن. گفت بهخاطر تزریق داروها و کنترل باید هنوز اینجا بستری باشه وای بهامیدخدا تا یکی دو روز دیگه میریم خونه :) باورم نمیشد. انقدر ذوقکردم میخواستم دکتر رو بغلکنم گفتم شاید زشت باشه ( فکرکنم زشت هم هست که من هی میخوام بغلکنم آدما رو تا احساساتی میشم)!
دکتر گفت ضربانش تو خواب آروم و نرماله و نشون میده تا بیدار میشه هیجان و اضطراب داره که بالا میره و این خودش خوبه که درحالت خواب نرماله.
پست یوکو و نوشتههای قشنگش هم خیلی امیدوارترم کرد که اینروزهای سخت زود میگذره. شنیدن تجربهی مشترکش برام واقعاً مفید بود.
ببخشید بهتون اضطراب و ناراحتی واردکردم. اما باورتون نمیشه چهقدر نوشتن برای شماهایی که میشناسم و نمیشناسمتون کمکم کرده تو این دو روزه 🫂
تو این مدت فهمیدم زیاد حوصلهی اینستا رو ندارم و تنها جاییکه حالم رو خوب میکنه تو موقع بیکاری بیمارستان قبیلهی قشنگ وبلاگیمونه.
بغل به همتون. دیگه شماها رو که میتونم راحت بغل کنم :)
آخیش دزیره چه خوشحالم که حال دخترک رو به بهبوده… دیروز تو موبایل خوندم نشد برای پست قبلیت کامنت بذارم. امیدوارم سریع خوب خوب بشه و مامان و دخترک سرحال برگردین خونه :)))
پاسخ دادنحذفممنون آنجلیکای عزیزم. مرسی از لطفت 😘
حذفعزیززززم بغل محکم. خیلی خوب بحران رو مدیریت کردی افرین بهت. راحت شدیم. کاشکی اونجا بودم میومدم پیشت تا زمان زودتر بگذره ❤️
پاسخ دادنحذفنیلی جونم قربونت عزیزم. کاش می شد باشی بهخدااا 🤗🤗❤️
حذفای قشنگ من🫂چقد خووب هی منتظر بودم بنویسی از حال دخترکمون.. اصلانم اشکالی نداره ادم دکترا رو بغل کنه ، اصلا از الزاماته به خدا:)
پاسخ دادنحذفآخی نوا جونم مرسی 🫂
حذفچه خوب خیالم رو راحتکردی خانوم دکتر مهربون 🤗😉
چه کار خوبی کردی به خودت رسیدی با اینکه می دونم داری زمان سختی رو میگذرونی. به امید خبرهای خوب و زود ❤️ 🫂
پاسخ دادنحذفمرسی نغمه. قربون تو . آره واقعاً نوسان داره حالم و همه چیز ولی باز هم شکر 🫂❤️
حذفبیا بغلم قشنگم ❤️ بازم تکرار میکنم کاری داشتی بگو بهم
پاسخ دادنحذفسایهی عزیز و مهربونم بغل خانوم دکتری و رفاقت هردو 🫂❤️
حذفحتماً عزیزم :**
خوشحالام برای این خبرهای خوب،
پاسخ دادنحذفامید که هر چه زودتر با سلامتیی دخترک به خونه برگردید
ضمنا، قبول نیستا! به خاطر بالا رفتن تو آمار بعدی و حفظ قهرمانی، هی داری بغل بغل راه میاندازد
؛))
🫂🫂
مرسی شهاب برای حرفهای خوبت. منم امیدوارم 🫂🫂🌱
حذفنگران بغل هم نباش :) آیدا گفت ممکنه دفعهی بعد به کمبغلترین فرد مدال قهرمانی بدن 😉🤭
خیلی خوشال شدم که حالش رو به بهبوده دزیره:**** امیدوارم به زودی برگردین خونه و سرحال و سلامت باشین همیشه🫂🫂
پاسخ دادنحذفمرسی ویلانل جونم. مراقب خودت و نینی کوچولو باش 🫂😘😘😘
حذفخیلی خوشحالم حال دخترک بهتره❤️😘🥰
پاسخ دادنحذفامیدوارم به زودی بهبودیش کامل بشه
ژهی عزیز و مهربون ممنونم 🤗😘❤️
حذفخداروشکر دزیره
پاسخ دادنحذفخیلی خوشحال شدم از خبر بهبود دخترک
بوس به هردوتون
مرسی جیران. بوس بهت عزیزم ❤️
حذفخیلی خوشحالم دزیره جان که حال دخترک بهتره ؛ چشممون روشن ؛ الهی که هر چه زودتر با لب خندون و سلامت ؛ با هم به خونه برگردید . من هم وقتی خیلی حس خوبی دارم ، دوس دارم که با درآغوش گرفتن این حس رو منتقل کنم . بغل بهت مادر مهربون .
پاسخ دادنحذفعزیزدلمی مستانه جانم. مرسی. ایشالا ❤️
حذفبغل به خودت که مهربونی انقدر 🫂
خدا رو شکر که حالش بهتره. زود زود خوب و سلامت برگردید خونه و غصه و بیخوابی نداشته باشی همقبلیه🫂
پاسخ دادنحذفمرسی فرشته جون. آمین عزیزم 🫂❤️
حذفخدارو هزااااارمرتبه شکر دزیره قشنگم :***
پاسخ دادنحذفمرسی برگاندی جونم :***
حذفدزیره جان یه آپدیت بده
پاسخ دادنحذفببخشید نغمه جونم الان دیدم کامنتت رو. پست جدید گذاشتم عزیزم :***
حذف