از عصر هرچی به شب نزدیکتر شدیم حالم بدتر شد. سرم رو با غذا پختن و کار گرم کردم. نمیدونم این یک ماه چطور اینقدر زود گذشت. به فردا شب این موقع نمیتونم فکر کنم و فقط میدونم دلم نمیخواد فردا از فرودگاه برگردم خونه. دلم میخواد برم یه طرفی گم و گور شم. میدونم فردا تحمل خونه چقدر سخته
از فرودگاه امام متنفرم
عزیزم 🫂
پاسخ دادنحذفبغل طولانی.
پاسخ دادنحذفبغل محکم
پاسخ دادنحذفبیا پیشمون فردا .. من همیشه قبل از پرواز ملافههام رو میشستم و خشک می کردم که هیچ اثری ازم نمونه :-((
پاسخ دادنحذفای وای نارنجی 😢🫂
حذفخیلی دلگیره این حال 😢❤️
پاسخ دادنحذفاخ بیا بغلم :*
پاسخ دادنحذف