۱۱ شهریور ۱۴۰۵

اون منی که تا حالا برای خودمم رو نکرده بودم؛ یا چگونه هر دم از این باغ بری می‌رسد

کد رو برام فرستاده برای ریویو.

ازش پرسیدم: «از کجا می‌دونی کدت درسته؟» 
نمی‌دونم! چون هوش مصنوعیم این رو نوشته.

ازش پرسیدم: «تست کردی؟» 
نه.

ازش پرسیدم: «چی بهش دادی که این کد رو نوشته؟» 
چرا این‌قدر سؤال می‌کنی؟ مثل این‌که نمی‌خوای کارت رو درست انجام بدی‌ها؟ ناسلامتی وظیفه‌ی توئه کدم رو بخونی و ببینی درسته یا نه!


این مکالمه امروز بازهم تکرار شد. بعد از چند بار توضیح دادن درباره‌ی این‌که مسئولیت هر کی توی تیم کجا شروع می‌شه و کجا تموم.

نفس عمیق می‌کشم. می‌رم دستشویی. به ناکاتای «کافکا در کرانه» فکر می‌کنم. زندگی انقدرها هم مهم نیست. حتی ددلاین این جمعه.

ولی یه چیز مهمه: آدم بتونه اسمش رو زیر چیزی که تحویل می‌ده بنویسه.

تو راهرو مدیر‌پروژه رو می‌بینم. 
این آدم مال این تیم نیست.

۳ نظر:

  1. امان از آدم بی‌مسئولیت در کار! خدا صبرت بده نارنجی جون.

    پاسخ دادنحذف
  2. نارنجی خیلی اعصاب خوردیه واقعا. امیدوارم یه تغییراتی بشه و با ادمای درست تری سروکارت بیفته

    پاسخ دادنحذف
  3. دقیق. هر کاری آدم می‌کنه مهمه بتونه اسمش رو زیرش بنویسه.

    پاسخ دادنحذف