۲۱ شهریور ۱۴۰۵

از سونا و باقی قضایا


۱

این هم طرح تتوی روی اسکار تامی تاک و دور ناف. بلد نیستم مثل نارنجی عکس را بصورت لینک بذارم.



۲

دارم به یه مصاحبه در یوتوب گوش میکنم. طرف میگه اینکه کاری کنن که مملکت از لحاظ کار خرابی با کوبا رقابت کنه اصلا کتر ساده ای نیست. کسی که بخواد نفر اخر کنکور بشه لازمه همه جواب ها رو بدونه تا بتونه همه رو غلط بزنه. بابام هم همیشه میگه شکستن کمر چنین مملکت عظیمی با چنین ثروت و منابعی کاری غیرممکن بوده که اینها کردند. نمیتونم ادامه بدم و بعد از ده دقیقه اش یوتوب رو میبندم.

۳

میگه نشستم در جلسه اولیا مربیان و دارم زجر میکشم. مینویسم اخ! منم همینم خیلی مسخره اس. یک ساعت بعد میگه شانس اوردم ٫اکس عصبانی شد از اینهمه بولشیت و وسط جلسه اجازه داد که بریم بیرون. نیلی ناپخته قبلی سریع میگه آها یعنی ریش و قیچیت دست اکسته و اون باید اجازه بده پاشی بری. نیلی پخته الان ولی چند لحظه مکث میکنه٫ با خودش میگه خودمم هفته ی پیش اینطوری بودم  هر آینه منتظر اذن  خروج پدر بچه بودم . چون ما بیچارگان نقص توجهی از ثانیه اول بی طاقتیم و مجبوریم بزور اکس ها بنشینیم و تحمل کنیم. پس نیلی پخته میگه من حال تو رو میفهمم گوش کردن سخته برای همین من ازت انتظار ندارم حرفای من یادت باشه. میگه حرفای تو رو گوش میدم حرفا٫ صدای تو برام دلنشینه٫ تو فقط حرف بزنی٫ من خوشحالم. نیلی پخته میدونه اینا بخاطر دوران ماه عسله و قرار نیست همیشه باشه ولی هیچی همیشگی نیست و از خوندن این جملات  غرق در خوشی میشه .

۴

نورا از روستای آب نبات از اینکه من بعد از یکماه بهش برگشتم خوشحاله. گفتم رابطه از دوران بحرانی گذشته و میتونم روی مسایل دیگه تمرکز کنم. یعالمه حرف قلمبه شده داریم. اینقدر از موضوع تفاوت های فرهنگی خوشش میاد که منم سر ذوق میام که هی چیزای جالب تعریف کنم. از یه نقطه مثلا سرما خوردگی و گوشه نشینی از اجتماع برای نگرفتن دیگران شروع میکنیم تا میرسیم به تخمه شکستن ایرانی ها و رقصیدنشون در مهمونی ها. چقدر تفاوت ها میتونه زیاد و عجیب باشه. نورا میگه من سوتی دادم . همسایه افغانستانیم که تازه واردن پرسیده بودن  چی میزنم اینقدر دستام نرمه. کرم دستم رو و بهشون دادم و  گفتم سه بار در هفته بعد از سونا این را بزنید٫ اونها هاج واج منو نگاه کردن. گفتم میدونی چرا چون ما برای پوست اندازی به اونهمه داغی و مصرف برق و مراسم نیازی نداریم. رفتم توی حموم و کیسه و سفیداب رو بهش نشون دادم٫ گفتم ببین این با همون کیفیت کار رو انجام میده. ما که توی خونه هامون سونا نداشنیم که هفته ای سه بار خانواده لخت و پتی برن توش. نورا میگه این چیه از کجا بخرم منم میخوام . و میخندیم. 

۵

این سونای فنلاندی هم داستانیه. از خ پ ت پرسیدم که ببینم بقیه جاهای دنیا هم اینطوریه و عادیه ؟  گفت هیچ جا مثل فنلاند با سونا مثل حرم مطهر برخورد نمیکنن.  باید لخت کامل باشی  و نگاهت هم به موضوع جنسی نباشد. در سونا با احترام در محضر منقل بنشینی٫ یا سکوت کنی یا گفتگو های جدی و عمیق و آب بریزی روی سنگ های داغ و حداقل هم هشتاد درجه٫ طوری که تا دم سوختن برسی. هر از چند گاهی بری بیرون دوش بگیری٫ مشروب سرد بنوشی و باز بری داخل و بداغی و بداغی. اینقدر هم مهمه که در کتاب های اموزش زبان (تصویر) به خارجی ها خوب شیر فهم میکنند. احترام به محضر سونا اینقدر شدید هست که هفته ی پیش من با مرد رفتم خیلی مراقب بود خدای نکرده انگشتش بهم نخوره یا نگاه چپ به بدنم نکنه .



 

۱۷ نظر:

  1. می‌تونم تصور کنم چه خوشگل‌تر شدی با این طرح قشنگت نیلی. مبارکه 😍
    چه بامزه بود این ماجرای سونا. خداکنه هیچ‌وقت با یه فنلاندی نرم سونا چون هی حرف‌های بی‌ربط می‌زنم و می‌خندم و احتمال زیاد نگاهم هم جنسیه :)))

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. وااای دزیره ادم نمیتونه خودشو کنترل کنه فک کن تازه رفتم و در شوک فرهنگی هستم بعد با دانشجوها و استادای دانشگاهمون همون اوایل برنامه سونا بود و من چجوری باید کنترل میکردم که نگاه نکنم 🙈

      حذف
  2. چه تصویر قشنگی از تتو. مبارکه.
    لازمه یه بار بیام فنلاند با هم بریم سونا :)))

    پاسخ دادنحذف
  3. اولش فکر می‌کردم. برای جای بخیه سزارین می‌خوای تتو کنی. مسلما نمی‌دونم اون هم کجاست. نخندی‌ها خیلی پرتم! نمی‌دونستم تامی تاک چیه :)) فکر می‌کردم tummy talkه . تو مایه‌های تامی تایم نوزادها. بعد هی فکر می‌کردم چه صحبتی بوده که اسکار شده دلت. آخرش گوگل کردم .. گفتن هااااا!

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. ببخشید باید توضیح میدادم. چیزی نیس که لازم باشه همه بدونن

      حذف
  4. فکر می‌کنی یه پست آموزشی بذارم؟ برای لینک و سایر موارد :-)

    پاسخ دادنحذف
  5. فکر می کنم سونای فنلاندی در اسکاندیناوی رایجه. اینجا هم هست ولی معمولا زنونه مردونه جداست وقتی بی لباسه - مملکت جنبه نداره.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. اره رایجه ولی نه به این شکل توی همه خونه ها باشه و جزو واجبات زندگی

      حذف
    2. چه جالب الان گوگل کردم فهمیدم که اصلا سونا لغت فنلاندیه

      حذف
  6. این سونای فنلاندیه خیلی خوبه منم دلم میخواد یه چیزی دربارش بنویسم! :))))

    پاسخ دادنحذف
  7. تتوی جدید مبارک نیلی جان :*
    سونا با دمای حداقل ۸۰ درجه خیلی باحاله ؛ رسما پوستت قرمز میشه .

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. مستانه اینقدر داغ بود وقتی تازه اب میریخت روی سنگای داغ دستمو میذاشتم روی صورتم نسوزه. حتما که قرمز هم شده بودم

      حذف