۲۱ شهریور ۱۴۰۵

که بی وجود شریفت جهان نمی بینم

این جا نشستم، باد خنکی از پنجره میاد، خانم میم کنارم نشسته و داره نسخه مینویسه ، نسخه های تکراری برای درد های تکراری.

برق ها قطع شده، بعد از اخرین بارون هوا اینجا خنک شده ، این هوای ملس تهِ  شهریور آدمو دیوونه میکنه .. این روزها به واژه های ، عشق ، امنیت و تعلق خیلی فکر میکنم ، از یک سال پیش که رسما جدا شدم تا به حالا به همه بی اعتمادم ، هر چی هم که میخوام فکر کنم  اپیزودیکه و تموم میشه ، میبینم  که عمیق تر از این حرفاست:(

توی جلسه پنج‌شنبه هامون که فیلم میبینیم ، این هفته داستان کوتاه درباره عشق کیشفلوسکی رو دیدیم ، من سومین بار بود می دیدمش، تمایلی به تحلیل و حرف زدن نداشتم ، دوست داشتم توی اهستگی فیلم و معصومیت  تومک غوطه ور بشم .. مفهوم رابطه و دوست داشتن برام دیکانستراکت شده و هنوز ریکانستراکت نشده…نوبت من که میشه میگم ، گاهی فکر میکنم که عشق یا دوست داشتن چیزی جز پروجکشن ها و مدل وابستگی ها و هورمون های ما نیست.. به اینجای حرفم که میرسم دکتر قاف که ادم «داون تو ارسی »هست سرشو به علامت تایید تکون میده .. و بعد حرف خودمو نقض میکنم  و میگم اما هر چقدر که نگاه میکنم میبینم شاید عشق یک پا در پاتولوژی داره اما قطعا پای دیگرش درزندگی هست ، چطور میشه اون شور و شعف رو نادیده گرفت ..اینکه فکر کنی در جهان کسی یگانه ای و مطمئن بشی که حضورت جهان دیگری رو تغییر داده .. اقای ر چشماش پر اشک میشه ، کیف میکنم از دیدنش سریع برمیگردم به همسرش نگاه میکنم و ذوق میکنم و امیدوار میشم که وااای یعنی ممکنه مردی هم ابنطور فکر کنه ! فکر که نه حس کنه .. دیگه الان همه به آقای ر نگاه میکنن ، اون هم که صدای زیبایی داره نگاه به همسرش میکنه و میگه 

ندانمت که چه گویم تو هر دو چشم منی

که بی وجود شریفت جهان نمیبینم

من امیدوار میشم وقتی چشمام چنین چیزهایی رو میبینه و دوباره یقین میکنم 

۸ نظر:

  1. نواجان لیبل‌ها باید فارسی باشن. لیبلت رو تغییر بده به «نوا»ی فارسی.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. سلام ایدا :) تغییرش دادم لیبل رو ، نمیتونم بفهمم درست شده یا نه، ظاهرا این زیر هنوز انگلیسی هست

      حذف
  2. وقتی خوندمش مور‌مور شد تنم، چه دور قشنگیه

    پاسخ دادنحذف
  3. خیلی به نکته‌ی خوبی اشاره کردی. همیشه دوست داشتم اگه زندگی دیگه‌ای باشه، زندگی و عشق رو از دید و قالب یه جنس مذکر ببینم

    پاسخ دادنحذف
  4. سایه من دارم سعی میکنم که امیدوار باشم که اونها هم میتونن رابطه عمیق رو درک کنن دوست داشته باشن و ارج بنهن( چقدر سخت شد:))اگر تستر ون بگذاارد:|

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. ببین نظر شخصی و غیر علمی من اینه که تستسترون باعث میشه دید عشقی جنسیشون با ما فرق کنه. البته که فقط ایده است.

      حذف