سرم رو وصلکرد و یه متوکاربامول نصفه و آپوتل زد واسه دخترک که از شر کمردردی که بعد از باشگاه گرفته و دستهگل آب داده، راحت بشه.
به پرستار گفتم: چرا داروخانه رو منتقل نکردین این درمانگاه جدید؟
گفت: چهجوری بیاریم اینور وقتی دکترش مرده!
چندبار دکترش رو دیدهبودم. آقای جوون و مودبی بود. با تعجب گفتم: چهجوری؟ آخه چرا؟
گفت: همونروزی که بغل درمانگاه رو زدن، پنج تا از همکارام کشتهشدن. دکتر هم جزوشون بود. خودم هم زیر آوار موندهبودم اما زنده موندم و الانم اینجام!.. :((
حالش بهتر شدهبود و داشت واسه دوستهاش سلفی میگرفت. دیدم بهترین فرصته برم دهدقیقه گمشوی امروزم رو انجام بدم تا سرم تمومنشده و بیام. درِدرمانگاه رو که بازکردم باد ملایم خوبی میومد. چشمهام رو بستم و یه نفس عمیقکشیدم. خوشم میاد هوا اینطوری میشه. خوشم میاد بگم آفتاب نیمهجون پاییز :)
رفتم از کوچههای پشتی و یه دور شمسیقمری تقریباً زدم که راهم دورتر بشه. حالم جا اومد. این گمشوی روزانه یهجور دیگهای میچسبه بهم. مرسی آیدا :**
من تو هرحالتی که باشم، پیادهروی و پرسهزدن رو دوستدارم و حالم رو خوب میکنه. گاهی اشک میریزم، گاهی لبخندمیزنم. گاهی تو فکر فرومیرم. ولی تهتهش حالم جا میاد.
تو راه برگشت، انداختم از جلوی مغازهها رد شدم و واسه پریا غذای تشویقی خریدم که بچههای خوشگل زاییده. یهکمی هم سبزیجات گرفتم. چندتا دسته تره هم گرفتم که فردا برای ب کوکویتره درستکنم.
عصری خیلی خستهبودم و نمیتونستم بخوابم. قهوهترک خوردم فایدهای نداشت. تو قوری چاییم زعفرون ریختم که شاد و سرحالم کنه باز هم خیلی اثر نکرد. اومدم دراز کشیدم رو مبل و زدم کانال جمفود آشپزی ژاپنی بود. یعنی عاشق این برنامشم با اون خانوم آذربایجانیه که مزرعه و کلبهی قشنگ داره. ساعتها میتونم به این دو تا زن نگاه کنم و لذت ببرم. نیمساعت تموم داشتم دستهای خانوم رو نگاه میکردم که داشت غذاهای عجیبغریب ژاپنی میپخت. هشتپا رو جوری درستمیکرد که دوستداشتم امتحانش کنم. همهچیش قشنگ و آرومبود با یه موزیک پیشزمینهی ملایم. دو، سه تا چایی خوردم و زعفرونها اثرکرد. شاید هم کانال جمفود! شاید هم نامهنوشتن واسهی تو! هو نوز...
بعضی وقت ها میگم برم از کارْ مفیدا یاد بگیرم.. تو جنگ تو اعتراض بتونم دستی بگیرم ولی آدمش نیستم. درد اون آدم میشینه رویِ همون جای من، زخمم میکنه. چه کیفیت مطلوبی داره این بلد بودنتون😘🫂😘🫂
پاسخ دادنحذفعزیزم. درک میکنم 🫂❤️
حذفمن بهواسطهی علاقه به پزشکی و رشتهم تو آزمایشگاه یادگرفتم و بعد یه دورهی کوتاه دیدم . مرسی از تو 😘😘
بمونی برامون😘🫂
حذفقربون تو واروون ❤️
حذفامروز سه بار از کوکوی تره شنیدم و این بار چهارمه. کائنات داره بهم میگه یه بار درست کنم ببینم مزهش چطوریه به نظرت؟
پاسخ دادنحذفچه جالب جیران. ببین برای کسیکه تره و پیازچه دوستداره خوشمزهست. من خوشم میاد :)
حذفبه به، لذت دیدن برنامه آشپزی
پاسخ دادنحذفآره واقعاً من کیف میکنم حتی از تماشاکردنش :)
حذفچه روزمرهی خوشمزهای😋
پاسخ دادنحذفوصفالعیش نصفالعیش شد سایه 😋😉
حذفچقد جالب چند روز بود هی تو فکرم بود که بنویسم چند گمشدن اورریتده و چقدر من دوست دارم بدونم کجام و راه رو بلد باشم. تو این پستت دیدم انگار درباره گمشدن حرف زدین سر کلاسا؟ وای چه باحال، گروهیترین و راهدورترین تلپاتی!
پاسخ دادنحذفآره ویلانل معلومه حس شیشمت قویه :)
حذفگمشدن اینطوری به من مزه میده :*
اون دوتا ژاپنیا تو جم فود عالین😍😁
پاسخ دادنحذفپس تو هم میبینی گلمک 😉😋
حذف