۲۸ مرداد ۱۴۰۵

trying to fail

 یه ویدیو از ویلیم دفو ((Willem Defoe دیدم با این عنوان که سعی کن شکست بخوری. میگف خیلی عاشق این ایده است که سعی کن شکست بخوری. سعی کن یک نقاشی بد بکشی. سعی کن یک صحنه را بد بازی کنی. باعث میشه ایده‌آلی گرایی رو بذاری کنار و یه کاری کنی. باید یه راهی پیدا کنی که اجازه بده نگران آزاد بودن نباشی. وقتی دائماً دنبال عالی بودن هستی، ممکنه این تلاش برای کمال آن‌قدر شدید بشه که تو رو فلج و مضطرب کنه. باید هر یه ساعت نگاش کنم.

امروز از اون روزای پر کار سخت بود. از 7 صبح سرپا تا 9 شب. خدایی زندگی کارمندی خیلی آسون تره. نمیدونم شاید چون هنوز اولشه و خیلی چالش دارم و سردرگمم و درآمد ندارم خیلی برام سنگین اومده. ضمن اینکه من اصلا هیچ وقت تو یک همچین تعلیقی قرار نداشتم. همیشه رو همه‌چی کنترل داشتم. اونی که پاشو از از منطقه امنش بیرون نمیذاشت حالا کیلومترها اون طرف‌تر داره بیل میزنه.

اول سعی کردم هنگام پخت ماربل برای تولید محتوا از میز و دستهام فیلم بگیرم. فکر نمیکنم روش رو داشته باشم، بخوام از اونایی باشم که جلو دوربین میاد و حرف میزنه و داستان میگه. خیلی سخت بود دست تنها مخصوصا که اصلا تجهیزات ندارم. اصلا چیزی نشد که فکر میکردم. ولی هرجور شده باید صفحه اینستاگرامم رو راه بندازم. حتی دیگه لوگو و اینا رو ول کردم. شاید همینجوری شروع کنم بعدا و یواش یواش با حوصله عوضش کنم. الان خیلی گیج و سردرگم و کلافه‌ام. شاید بهتره واقعا اینبار گند بزنم. وسط پخت هم برقا رفت. و نتیجه چیز جالبی از آب در نیومد.

بعد ماربل چیز کیک پختم و دوباره یک ماربل براونی دیگه برای ارائه آرایشگاه فردا. خوشحالم نسیم باهامه. با اینکه نمیدونیم میخوایم اونجا چکار کنیم و چجوری پیش بره. عصری هم باز قراره بریم اون کافه‌ای که پولم رو ندادن، پیش دوستان میم ببینیم میتونیم پولم رو پس بگیریم یا نه.

استرس دیگه شده رفیق جینگم، دیگه هس واسه خودش. ولی خب یوقتا بدجور میزنه سیم اخر. امروز معمولی بود. چون میدونست فردا نسیم باهام هست. البته پادکست جا فکری فصل بیست و یک قسمت یک (نگرش در کسب و کار) هم بی تاثیر نبود. شاید بهتر باشه این چند وقته خودم رو با اینجور محتواها خفه کنم، چیزایی مثل طبقه 16، کار نکن، شاید هم مل رابینز و ریچ رول پادکست و این چیزای توسعه فردی طوری.

۴ نظر:

  1. امیدوارم قرار فردا خوب پیش بره. بیا حتما بگو برامون از هر دوش یوکو :*

    پاسخ دادنحذف
  2. "اونی که پاشو از از منطقه امنش بیرون نمیذاشت حالا کیلومترها اون طرف‌تر داره بیل میزنه." سرپا دست میزنم برااات

    پاسخ دادنحذف