هفتاد و دو بار، چندین خط نوشتم اینجا.
اگر شما منو ببینید، خیلی خیلی بعیده که هفتتا جمله بتونم مکالمه کنم باهاتون. از اون مدلیام که آدم غریبهها اگر منو ببینن، میگن دختره خودشو میگیره ولی واقعا اینجوریم که حرف نمیزنم. اصلا مصیبته برام سر حرف باز کردن. ممکنه یه مهمونی ساعتها طول بکشه و من یه گوشه بشینم و فقط لبخند بزنم و غیر از سلام و چه شام خوشمزهای، چه خونه زیبایی، چه لباس خوشرنگی و خداحافظ چیز دیگهای نگم اگر کسی نیاد و شروعکننده حرف نباشه. حتی تو جمع آشنا هم، دوستام، دخترخالههام، اونکسی که جمع رو دست میگیره و داستانی تعریف میکنه و غیبتی، حرفی، شوخیای، چیزی، من نیستم هیچوقت. بعد من هفتاد و دو روز اینجا چی گفتم با شما؟
برعکس من خیلی پر حرفم. الکل بنوشم که دیگه هیچی 😅
پاسخ دادنحذفوای وای چه عالی. از طرف حسودی که هرگز نیاسود
حذفمعلوم میشه که حرف داشتی ولی فضای امن نداشتی 😍
پاسخ دادنحذفبلاخره که چی؟ باید یاد بگیرم درستش کنم گمونم 🙄
حذفمن هممممممم بیشتر اوقات این شکلی ام!!!!
پاسخ دادنحذفبیا دوستان در سکوت هم باشیم. فقط گاهی عکس نشونت میدم از تو گالری عکسام😁
حذفچه بامزه جیران. منم فکر نمیکردم آروم باشی . چه خوب که با ما حرف داری :)
پاسخ دادنحذفچه خوب که شما هستین :*
حذف