۱۰ مرداد ۱۴۰۵

چندمهری

آیا چند مهری برای شما گزینهء خوبی است؟

برای همسر شما چطور؟ آیا اگر کسی که شما دوستش دارید دلش می خواست رابطهء چند مهری داشته باشد شما رابطه تان را با او ادامه می دهید؟ آیا اینکه نفر سوم یک رابطهء چند مهری هم جنس شما باشد یا همسر شما در تصمیم شما تاثیر دارد؟

 آقای ناتمام مدتهاست به این فکر می کند که اینکه هر کسی فقط یک بار زندگی می کند کلاً نا مردی است و مانع استفاده از روشِ آزمایش و خطا و استفاده از سایر روشهای علمی و عملی  در شناختِ خود واقعی و ترجیحات شخصی است. به نظر او در هر آدمی  یک مرد هست و یک زن هست و آتش هست و آب هست و باد و خاک هم؛ و نصف فرق آدمها نسیت ترکیب عناصر ذاتی و نصف فرقشان مسیر زندگانی است.  هر کسی باید مثل همان بازیهای  کامپیوتری بین دو تا سه تا جان اضافه داشته باشد که اگر هر جایی در بازی گیر کرد یا مُرد برگردد همان مرحله را با تجربهء دفعهء قبل تکرار کرده و این دفعه با امتیاز بالاتر به مرحلهء بعدی برود. نه؟

همهء این حرفهای قلمبه و سلمبه هم یعنی آقای ناتمام معتقد است هر آدمی استعداد همه جور ارتباطات را دارد - ولی امکاناتش را ندارد.

آقای ناتمام و همسرش مدتهاست در مورد روابط چندمهری بحث می کنند و با اطرافیانی که به نظر هردوشان جالب هستند وارد ارتباطات تخیلی می شوند و بعد در همان تخیلات طلاقش می دهند و می روند نفر بعد. هر دو توافق نظر دارند که این نفر سوم از جنس مؤنث است ولی مرد وجودش هم کمرنگ نیست. این ارتباطهای خیالی که هم کارایی ابزاری و البته جنسی دارد  معمولاً از یک اشارهء گذرا به قیافه و هیکل و خالکوبی یکی از اطرافیان شروع می شود و یک دفعه تا چند روز در هر موقعیتی طرف مورد نظر بدون اینکه روحش هم خبر داشته باشد وارد صحبتها و موقعیتهای روزمره می شود: " اگرالان فلانی اینجا بود حتما طرف من بود و ما دو به یک می بردیم و آن یکی کاناپه را می خریدیم و حالت را می گرفتیم." یا " اتفاقا فلانی این سُس پاستا را خیلی خوب بلد است و الان غذای بچه ها را درست می کرد و من و تو می رفتیم سینما" یا گاهی هم "شانس آوردی فلانی در تختخوابمان نیست چون از نگاهش معلوم است که بیشتر تیپ من هست و تو همیشه با خودت تک می ماندی و تماشای ما دوتا."

آقای ناتمام بیشتر به علت ضیق وقت و پایین بودن ظرفیتش برای قُماربازی نمی داند کی می تواند در دنیای واقعی هیچ قدمی در راه چنین تجربه ای  بردارد - ولی هر بار مقاله یا داستانی مثل این مصاحبهء نیویورک تایمز را می خواند آخرش به این نتیجه می رسد که  اگر با خودش روراست باشد بیشترادعای باحالی و هارت و پورت دارد - و حتی اگر ولش هم بکنند و همسرش هم همراهی کند و یک آدم سومی را وارد رابطه بکنند حوصلهء کشمکشهای احساسی و نگرانی دلخوری یک نفر سومی را هم وسط روابط پیچیدهء زناشویی اصلاً و ابداً ندارد. حالا شاید هم یک روز با روش آزمون و خطا این حدسش را هم امتحان کند.

شما چطور؟

۱۴ نظر:

  1. تصورش برای من خیلی سخت و عجیبه رضا. تا حالا ازش نپرسیدم ببینم نظر ایشون چیه! اما شنیدم آدم‌ها بیشتر دوست دارن با جنس مخالف خودشون این رابطه‌ی مثلثی رو امتحان کنن تا هم‌جنسشون! که در اینصورت درمورد کیس ما منتفیه صد در صد :)

    پاسخ دادنحذف
  2. چرا من هیچ وقت نتونستم با این موضوع رابطه ی مثلثی ارتباط بگیرم!

    پاسخ دادنحذف
  3. من زیاد بهش فکر کردم. مستند در مورد پلی آموری دیدم. پیشنهاد هم بهم شده. موضوع اینه که بنظر من بطور طبیعی باید پیش بیاد و قابل برنامه ریزی از قبل نیست. چون سه نفر باید از همدیگه خوششون بیاد و رابطه رو بپذیرن و این ترکیب بسختی حاصل میشه .

    پاسخ دادنحذف
  4. منم فکر میکنم حوصله بعضی ماجراجویی ها رو ندارم و نداشتم. برای من موقعیت ارتباط با یک زن خیلی زیاد پیش اومده و من هم خودم رو بای ایدنتیفای میکنم ولی چون زنها و حساسیت و پیچیدگی و ظرافتشون رو میشناسم با بی حوصلگی از کنارشون رد شدم و به دوستی معمولی بسنده کردم.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. فکر می کنم خیلی از زن‌ها همین هستند. مردها هم - فقط مردها خیلی با احساسات داخلی و واقعی خودشون در‌تماس نیستند.

      حذف
  5. نظریه نامحبوبی دارم که انسان ذاتا مونوگام نیست. ولی برای حفظ هنجارهای جامعه وادار با این شده که در ظاهر مونوگامی را بپذیرد.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. آدم‌های دنیا دو دسته اند - دسته اول با نظریه تو موافقند و دسته دوم دروغ می گویند. حالا اگر هم دروغ نباشه خیلی بهش فکر نکرده اند! من خیلی این بحث رو پیش آوردم. یک دید گاه هست که خودت رو بذار اون بار اولی که واقعا عاشق شدی - اون احساس سوزندهٔ بی منطقی که فکر می کنی زندگی بدون اون آدم رو نمی خوای. اونجا خیلی سخته اون آدم رو پلی گام ببینی - فقط و فقط و فقط برای خودت می خواهی اش و بس. شاید آدمها مونوگام میشن نه برای خودشون، بلکه برای اینکه به خودشون حق بدن برن به اون آدمی که دوست دارن بگن ببین من نمی کنم تو هم نکن دیگه! شاید مونوگامی یک استراتژی دفاع شخصی است برخاسته از موازنهٔ منفی به قیمت از دست دادن قسمی از آزادی‌های شخصی.

      حذف
    2. بله درسته. من موافقم که انسان پلی گامی را برای خودش می‌خواهد نه برای پارتنری که عاطفی یا به هر دلیلی بهش دلبسته‌ای. همه تجربه کردیم که حس مالکیت به طرف مقابل داریم ولی اگر حس مالکیت طولانی مدت از کسی بگیریم احساس خفگی می‌کنیم. بحثش طولانی ولی خب جالبه و گاهی ابعاد دیگر انسانی رو که از بقیه می‌بینیم رو توجیه می‌کنه

      حذف
    3. این خیلی درسته به زعم من: مونوگامی یک استراتژی دفاع شخصی است برخاسته از موازنهٔ منفی به قیمت از دست دادن قسمی از آزادی‌های شخصی.

      حذف
  6. من به شخصه پارتنرم رو برای خودم میخوام و مایل نیستم به اشتراک بذارمش، فکر میکنم که اون هم. ( همین نظری که برای سایه نوشتی استراتژی دفاع شخصی) ولی حتی اگر روزی -شاید بعد از سال ها- بخوایم یه کم چاشنی نمک و فلفل به رابطه جنسیمون اضافه کنیم، برای ما فکر نکنم اینجوری کار کنه چون حتی بخش فیزیکی ِ جنسی اش هم باز از یه حس عمیق شروع میشه و دنبالش فیزیکیش هم میاد. که خب اون فقط بین ما دوتاست و اینکه نفر سوم رو کجای دلمون بذاریم؟
    شایدم ما جفتمون خیلی از مد افتاده فکر میکنیم :)

    پاسخ دادنحذف
  7. حتی اگر ولش هم بکنند و همسرش هم همراهی کند و یک آدم سومی را وارد رابطه بکنند حوصلهء کشمکشهای احساسی و نگرانی دلخوری یک نفر سومی را هم وسط روابط پیچیدهء زناشویی اصلاً و ابداً ندارد.
    به نظرم آدم‌هایی که به اون مرحله رسیده باشن، از مرحله‌ی حرف و حدیث و حواشی این‌چنینی الردی عبور کرده‌ن. یا لااقل کاش عبور کرده باشن.
    هر امکانی، وجود داشتنش -حتی اگه ازش استفاده نکنی هیچ‌وقت- بهتر از نداشتنشه. انسانی‌تر و آزادی‌خواهانه‌تره.

    پاسخ دادنحذف
  8. دیر رسیدم به این پست. در راستای اینکه می‌گم ازدواج برای دووم نیوردنه، این مونوگامی هم صد درصد قضیه دفاع شخصیه. نه فقط عاطفی بلکه اجتماعی و اقتصادی. ریسک رو میاره پایین.
    وقتی نفر سوم چه ثابت چه متغیر وارد شه، پایداری - شکلی از رابطه که وجود داشته- از بین می‌ره.
    همین جا دارم بلند فکر می‌کنم که پلی اموری زمانی درست درمیاد که یا بین هیچ دو نفر شکل خاصی از رابطه براشون شکل نگرفته باشه. تغییر شکل مهم نباشه یا حتی لازم باشه.

    پاسخ دادنحذف
  9. همیشه از منظر اینکه ما زوج باشیم و نفر سوم اضافه شده نگاه کردیم بهش. شوخی جدی خرده توافق داریم برای روزی که ستاره‌ها توی یه خط افتادن B⁠-⁠)⁩
    امروز به عنوان تمرین ذهنی، خودم رو نفر سوم گذاشتم.خیلی گزینه بود برای زوج‌های که می‌تونستم بهشون جوین شم. زوج صاف، زوج هم‌جنسگرا زن، زوج بای .. اصلا دنیای جدیدی وا شد. اوورولم شدم در رو بستم. ولی الان می‌دونم یه دری هست.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. جالب بود این تغییر نقطهء دید - من هم مثل تو همیشه خودم رو یکی از دو نفر زوج اولیه دیدم - نفر سومی که وارد می شه کلا چیزی برای نگرانی نداره و جایگاه بهتری داره فکر کنم!

      حذف