۱۲ تیر ۱۴۰۵

ورزش

 امروز یک استوری دیدم از "صبا" که لایو ورزشی داره .

" صبا "کسی است که منو با ورزش آشنا کرد .یعنی اینطوری بود که من از بچگی از ورزش کردن بدم می اومد یعنی نه اینکه خوشم نیاد ها واقعا متنفر بودم مگر شنا .
از جالبی های اون دوران تنفر من از زنگ ورزش مدرسه بود با اینکه همه خوشحال بودند از بازیگوشی و دویدن و جیغ ردن در حیاط من قیافه ام دیدنی بود.
در مرحله دانشگاه یکی از نمره های پایین ام تربیت بدنی بود..
اینطور غریبه بودنم با ورزش در زیست من بود.
تا سالهای بعد از به دنیا اومدن پسرم بود که یک بار آزمایش دادم دیدم همه چی به هم ریخته است چربی و قند و اینها.
اون روزها خیلی کار می کردم شاید بیشتر از ۱۲ ساعت در روز .
ماموریت زیاد می رفتم جنوب.
غافل بودم از همه چی یعنی اصلا وقت نداشتم.
بعد از اون جواب آزمایش شروع کردم به روزی نیم ساعت تردمیل رفتن توی خونه هر روز به مدت شش ماه .شش ماه دوم سال بود
آخرهای اون سال پاندمیک شد و زندگی هایی که مثل قبل نبود .
اون روزها من با صبا آشنا شدم .
 . مربی ورزشی که دونده ماراتن بود .
     آمریکا زندگی میکرد ، چندین سال بود که مهاجرت کرده بود. به خاطر پاندمی توی خونه ورزش می کرد لایو.چالش های متفاوت ورزشی.
من غریبه با ورزش با اون زندگی جدیدی رو شروع کردم
توی ۸ سالی که از این موضوع گذشته خیلی کمکم کرده .
حتی برای برون رفت از بحران بیماری شدیدی که ریه منو درگیر کردو همه ناامید شده بودند.
امروز در جوای استوری اش ریپلای کردم صبا جان ممنونم بابت اینکه ورزش رو به زندگی من اضافه کردی .
این روزها ورزش رو همه جوره دوست دارم یکی از رکن های اصلی توی روز هامه .حالمو خوب می کنه و نمی دونم قبلا چطور می تونستم ورزش نکنم و البته کلید اصلی این موضوع استمرار...

۲ نظر:

  1. نمیدونم کی اما یه صبا تو زندگیم به شدت نیاز دارم. نه اینکه تنبل باشم! هیچوقت پاهام به ورزش باز نمیشه. فقط تو ذهنم هر روز یه قهرمان از خودم میسازم و فردا روز از نو روزی از نو.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. ذهن فقط مهمه باید آدمو همراهی کنه و یک مربی که دوستش داشته باشی .

      حذف