من را خواستند مدرسهی پسرک. گفتند نماز رو جدی نمیگیره. در برنامههای فوق برنامه مثل ( دعا و موکب و...) شرکت نمیکنه. وقت خوندن مراسم صبحگاهی سر صف صحبت میکنه.
روز اول که سمپاد قبول شد، میدونستم که این دردسرها رو خواهم داشت. بچهای که دینی رو دوست نداره، اعتقاد داره که محمد به خاطر پولدار بودن با خدیجه ازدواج کرده، هیچ آدم عاقلی این همه ساعت نباید گرسنه و تشنه بمونه به اسم روزه، براش نماز و اصولش غیرعادی میاد و حاضر نیست حتی یاد بگیره، به معجزات موسی و عیسی میخنده، به نظرش یونس همه رو پیچونده و اصلا یادش نمیمونه کربلا کی رو خاک کردن و چرا، حالا باید میرفت در مدرسهی نیمه دولتی که ارکان دین براشون مهمه.
روز ثبتنام یه فرم آنلاین بود در مورد نماز. گفت بزن به نماز اعتقادی ندارم و نمیخوانم. گفتم برای شروع خوب نیست من میزنم گاهی. پارسال گاهی مجبور میشد که نماز بخونه و چون ارکانش رو بلد نبود، یه سجده میرفت جای دو سجده ، رکعتها رو قاطی میکرد و آخرای مدرسه که میشه قبل جنگ ۴۰ روزه ، دیگه گفت نماز نمیخونم و میرفت ته سالن مینشست. امسال هم از اول سال طی کرد با من که از اول میگم که نماز نمیخونم و هرچی میخواد بشه بشه.
من رفتم مدرسه. گفتم شما به زور نمیتونین نوجوونهای امروز رو مجبور کنین که به چیزی اعتقاد داشته باشن. آقای ناظم گفت مشکل ما اینه که میم نه تنها نماز نمیخونه بلکه سرودهای مذهبی و مراسمهای مذهبی ما رو ریشخند میکنه و گوشهی حیاط با دوستهاش میایستن و میخندن. گفتم به هر حال این بچهها سن بلوغن و نمیشه وادارشون کرد به چیزی که معتقد نیستن به زور تمایل داشته باشند.
خونه که اومدم به پسرک گفتم که باید یاد بگیری که به همه با عقاید مختلف احترام بگذاری. نباید بخندی بهشون حتی اگه اعتقادی نداری. هرجای دنیا هم بری یک سری دین و آیینهایی دارن که برای خودشون محترمه. شروع کرد به سخنرانی که مگه اینها به ما احترام میگذارند. برای چی من باید عربی بخونم با لهجهی عراقی یا چرا باید سورهی یاسین حفظ کنم؟ گفتم میدونم همهی اینها رو و یه کم دندون رو جیگر بذار و مراعات کن تا بگذره. قبول کرد. ولی گفت به هیچوجه نماز نمیخونم از روی اجبار و هرگز هیچ آیهای رو حفظ نمیکنم. حتی اگه صفر بگیرم.
نسل جدید با ما خیلی فرق دارند. نمیدونم تاثیر سوشال مدیا است یا کلا نسل جدید باهوشتر و شجاعتر هستند. فقط اینو میدونم که داشتن نوجوون سن بلوغ تو یک کشور با نظام کاملاً ایدئولوژیک خیلی سخته. فقط با دوستام راجعبه بچههاشون که صحبت میکنم احساس میکنم یک قدم جلوترم چون که دختر ندارم.
تاثیر آگاهی و اندیشهی خودشونم هست سایه. دختر من ۴،۵ سالش بود موسی رو شنید غشغش خندید گفت مگه میشه دریا کناربره مامان گولت زدن که بخندی!!
پاسخ دادنحذفهمهی اینهایی که نوشتی انگار که موبهمو، آ ی من رو گفته باشی!
بهنظرم باید افتخارکنیم به استدلالهای نسل جدید و میم و آ 😊😊
افتخار که میکنم قطعا. اینم از بچهگی همین بود. فکر میکرد عیسی و موسی داداشن و زن هم هستن چون موهاشون بلنده :)))
حذفو خدایی قبول یه سری روایات دینی براشون سخته
بچه ی خودته دیگه سایه، چه انتظاری داری ازش؟ :))
پاسخ دادنحذفخودم تا چند وقت پیش یه نیمچه اعتقادکی داشتم. این از پایه و بن بیاعتقاده :))))
حذفمن وقتی راهنمایی بودم خیلی در میرفتم از همه کلاسای دینی و فلان، ولی دبیرستان به خاطر کنکور هم دینی و هم عربی رو خیلی خوندم، و به خاطر معدل جز اول قرآنو حفظ کردم با جزئیات مکی مدنی بودن و داستان پشت پرده و کلا همه چیز. ولی همون اطلاعات الان اینقدر به دردم میخورن در زمین زدن دک و پوز این کمونیستا که میگن اسلام دین صلحه و یه لااکراه فیالدین میندازن وسط:)))
پاسخ دادنحذفمنم به همین دلیل کنکور مدرسه، اطلاعات دینیم خوبه و حتی یادمه شأن نزول آیهها رو بلد بودم. میم اینجوریه که چه اهمیتی داره فلانی برادر فلانیه و کجا دفن شده وقتم رو میذارم رو پایتون مثلاً
حذفحرصم میگیره میخواستم بگم نمیشه بگی ما اصلا مسلمون نیستیم؟ بعد فکر کردم اونوقت ثبت نامش نمیکردن لابد
پاسخ دادنحذفاونو که اصلاً حرفشم نزن
حذفمسلمون شیعه دوازده امامی :))))
من که رشته ی حقوق خوندم با عمق فاجعه بخوبی اشنا شدم قشنگ میتونم با استدلال فقهی فاتحه کل سیستمشون و عقایدشون رو بخونم
پاسخ دادنحذفالان نمیتونن حریف این نسل سن. مثل دهه شصت زور هم نمیتونن بگن. خلاصه اوضاعیه
حذفپارسال، ناظر امتحان درس دینی بودم و معلم که قصد داشت ادای باحال بودن در بیاره، سؤالهایی طرح کرده بود که ضمن آنها قصد داشت بفهمه وضعیت اعتقادیی بچهها چهطوره.
پاسخ دادنحذفیکی از پسرها موقعی که به اون بخش از امتحان رسید گفت: «آقا! این سؤالها رو ببینید! به نظرتون نقض حریم خصوصی نیست؟ (دقیقا با همین کلمات) من که جواب نمیدم!» بهاش گفتم برای این که سؤال بیجواب نمونه و اتفاقا معلم نظرش رو بدونه همونی رو که به من گفت، بنویسه.
یکی دیگهشون هم گفت: «آقا! ببینید که من خوب جواب این سؤال رو دادهام؟» نقل به مضمون نوشته بود: «مهمتر از این که نماز بخونم، درستکار و راستگو بودنه. پس راستش رو میگم که نماز نمیخونم و اصلا بلد نیستم چهطوریه، ولی تلاشام رو میکنم که با کمک به دیگران آدم خوبی باشم.»
منم گاهی سر کلاس آنلاین میم میشستم، میدیدم که چه سوالهای عاقلانه و بالغانهای بچهها میپرسند
حذففکر میکردم مدرسهها هم یه کمی شلتر گرفتن، نگو بچههامون سفتتر گرفتن و دیگه بهشون اهمیت نمیدن. دمشون گرم.
پاسخ دادنحذفببین مدارس نمونه مثل تیزهوشان یه خوبی داره که بچهها خیلی آروم و درسخون و مودبن مخصوصاً پسرها که خیلی تو این سن کنترلشون سخته. از اون طرف چون نیمه دولتی حساب میشه این چیزا رو هم میچپونن تو برنامه
حذفولی غیرانتفاعیها انقدر سخت گیری ندارن البته بعضیهاشون
بابا چه عالی! چه دستهگلهای تحویل جامعه میدین :*
پاسخ دادنحذف؛*
حذفچقدر خاطره اومد با خوندن این متن. برخورد تو را خیلی تحسین می کنم - هم دعوت پسرت برای نخندیدن به بقیه هم صحبتت با مدرسه. من یک هم مدرسه ای یک سال کوچکتر از خودم داشتم که کرد بود و سنی بود - و نماز و روزه اش از تمام بقیه بچه ها جدی تر بود ولی در درس قرآن و دینی اعلام می کرد که امامهایی که بهشون اعتقاد داره فرق می کنن و همینطور نماز و دعا کردنش - و ده بار خانوده اش رو به مدرسه خواستن که به پسرتون بگین این حرفها رو نزنه و اعتقادش رو برای خودش نگه داره. مادرش هر بار معذرت خواهی می کرد و می گفت پسرش اعتقادش از خودش قویتره و به حرف اون گوش نمی کنه و من هر بار دلم می خواست بزنم تو سرناظم و معلم قرآنی که با این مادر اینجوری حرف می زدن.
پاسخ دادنحذفولی رضا واقعاً برخورد پرسنل مدارس حتی تو مدرسهی میم که در واقع زیر نظر دولته، فرق کرده و دیگه مثل قدیم برخورد شدید ندارند. چون والدین حساسن و پیگیرن. از این نظر خیلی بهتره. ولی مدارس شهرهای کوچیک رو واقعاً مطمئن نیستم چطوره اوضاع.
حذفخوشحالم. مدرسه هنوز خیابون استخره؟ البته شنیده بودم ساختمون جردن رو هم کردن مدرسه که قدیم فقط پژوهشکده بود.
حذفالان جابهجا شده پایین حسن آباد تو شیخ هادی
حذف