۳۰ مهر ۱۴۰۵

بلاتکلیف، نه کم‌تر نه بیش‌تر

بالغ بر ۱۸ ساعت از ۲۱ ساعت بین مبدأ و مقصد رو خوابیدم. الان بدون بلیط برگشت، دراز کشیدم تو هتل فرودگاه.

مامان سین، بعد از این‌که حرص خورد که چرا برای ۱۰ ساعت هتل گرفتم، روی تخت خوابیده.

عکسش رو برای سین فرستادم. روش ریپلای کرد: «چرا من رو آوردی این‌جا؟» و خطاب به من: «کمونیسم رفت و ما بیداریم!»

۴ نظر:

  1. اقداماتت شجاعانه و قدرتمندانه ی شما را تحسین میکنم ای بلاتکلیف :))

    پاسخ دادنحذف
  2. مثل خواب یه نوزاد ؛ آروم و بی دغدغه :)

    پاسخ دادنحذف
  3. تو شاهکاری دختر . بیلیو می :*

    پاسخ دادنحذف
  4. چه جواب خوبی داده :)) بوس به کله‌ات با این همه خوش اخلاقی

    پاسخ دادنحذف