۱۰ مهر ۱۴۰۵

آنتونی بوردین

 بلاخره نشستم فیلم تونی رو دیدم که درباره‌ی جوونیای آنتونی بوردینه. چندان چیز خاصی هم نبود. به من که نچسبید اصلا. داشتم فکر میکردم اگه زنده بود نظرش درباره فیلم چی بود.

مردک خر! هنوز که هنوزه از خودکشیش عصبانی‌ام. چرا سگ سیاه افسردگی باید پاچه این آدم رو چنان محکم میگرفت که بخواد همه چی رو تموم کنه!!!

دلم میخواد برم همه کتاباشو بخونم، برنامه‌ها و مستندهاشو ببینم، هرچی مصاحبه داره گوش بدم و بخونم.

۹ نظر:

  1. kitchen confidential رو احتمالا خوندی - یکی از بهترین کتابهایی بوده که من خوندم و یکی از معدودکتابهایی که دو بار خوندم.

    پاسخ دادنحذف
  2. باید گوگل کنم ببینم کی هست . انگار آشپزه اره ؟

    پاسخ دادنحذف
  3. وای من چقدر این مرد رو دوست داشتم ، باورم نمیشد وقتی شنیدم خودکشی کرد.

    پاسخ دادنحذف
  4. یوکوی قشنگم باورت نمی‌شه که این سگ سیاه افسردگی چه‌جوری عادی‌ترین و خوشحال‌ترین آدم‌ها رو می‌تونه بگیره و ببره.
    یه بار که تونستم از تجربه‌ی تلخ آدم شاد و شوخی که این‌طوری از دستش دادم براتون می‌نویسم. چون هنوز ازش رها نشدم .

    پاسخ دادنحذف