گفتم حس غالب این روزام خشمه. نمیدونم از کی؟ یا نمیدونم از چی؟
گفت بهش نگاه کن پیداش میکنی. و خب نوشتن راه چارشه.
راستش اون نمیدونمم بیشتر از اینه که این یه احساس خیلی پراکنده ست. مثلا هر روز و مدام از تک تک رفتارای کاف لجم میگیره. نمیخوام جوابشو بدم. سکوتم میکنم اما میدونم مرتب داره رو اعصابم راه میره.
بخش مهمش پرونده های نیمه بازمه. و تعلل اینکه کدومو باید ادامه بدم یا نه اصلا رها کنمو مختومه ش کنم. یعنی این دوگانگی که چی رو انتخاب کنم چی رو رد کنم همه جا یقمو میگیره. همین الان واسه نوشتن هرکدوم از این کلمهها یه دور با این حس میجنگم. که برنگردم پاکشون کنم. یا فکر کنم که خب اصلا که چی . چی داری میگی؟ اصلا مهمه که بگی؟ یا غر زدنتو چرا کسی باید بخونه. خب فرض میکنم که من اصلا نمینویسم کسی بخونه. آیا ارزش ثبت کردن داره؟ یا بهتره بری واسه خودت رو کاغذ بنویسی که میدونم اونم نمیکنی هیچوقت
جالب اینجاست که یکی از آتیشای عصبانیتم از غر زدنای آدماست. همین کاف یا اون دوست دانای کل م.
یعنی الان هرکاری میخوام بکنم که این متنو ادامه ندم. آخه مگه من لذت نمیبرم از نوشتن؟ چطور این سخت گیری و سرزنش خودم میتونه همینم زهرم کنه.
فکر میکنم اگه یه موضوع داشته باشم راحتترم. همینجوری بیام و بنویسم فقط غر میزنم و گیر میدمو تهشم از خودم بیشتر لجم میگیره. شیطونه میگه همینم پاک کنم و پست نکنم. اما به قول شهاب بهش دهن کجی میکنم. بدون اینکه برگردم بالای متن. دکمه ی پستو میزنم.
های فایو
پاسخ دادنحذف3>
حذفخوب کردی عزیز من دهنکجی کن و دکمهی پست رو بزن.
پاسخ دادنحذفاین دو روزه فکرشم نمیکردم بیام ابنجا بتونم بنویسم و گهگداری بخونمتون. اما این وبلاگ جادویی شفاست....شفااا ❤️
تو قهرمانی واقعا :**
حذفبدون این که ته متنات رو ببینم، میخواستم نظر بنویسم که دمات گرم، همچه سرضرب نوشتی که کسی به گرد پات نمیرسه.
پاسخ دادنحذفحتی غلط تایپی هامو درست نگردم قبل پست کردن :)) مبادا برگردم عقب
حذفغر مگه چشه ؟ غر لازمه . اگه غر نزنیم که خفه میشیم
پاسخ دادنحذفنه همیشه. من نمیخوام اون آدمی باشم که همش غر میزنه و ناله ست :(
حذفهمینجور بیا غر بزن. جدی راحتت میکنه
پاسخ دادنحذفعذاب وجدان میده بهم سایه :(
حذفغر که اکشال نداره
پاسخ دادنحذف:(
حذفاون موقعها همین که مینشستم روی صندلی، تراپیست میگفت خب غرهاتو شروع کن.
پاسخ دادنحذفغر خوبه چون از بار ذهنت کم میکنه
حالا چیزی که من تو ذهنمه اینه کههمیشه رو همون صندلی حتی هی خودمو قضاوت میکردم که فقط داری نق میزنی نتیجه ای نمیگیری :(
پاسخ دادنحذف