انقدر مغزم خستهس که فقط اومدم دزیره رو خوندم که دخترک خوبه و مشقمو بنویسم و برم، آخه توی حرکت ماشین خوندن برام سخته و سرگیجه میگیرم. برای انجام دوتا کار، در اوج شلوغی در جاده بودیم. هم رفت و هم برگشتن. دیروز حدود ۱۰ ساعت و امروز اگر تو زمانی که الان مسیریاب داره میگه برسیم و بیشتر نشه، نزدیک ۱۱ ساعت میشه بودنم توی ماشین.
الان فقط این هی توی ذهنم میاد که چرا توی انزلی ساعت ۲:۳۰ صبح، گلفروشی باز بود؟ هی تا به چیزی فکر نمیکنم، گلفروشی اون ساعت یادم میاد. چرا واقعا؟
آخی جیران جونم 🥲😘
پاسخ دادنحذفچه بد اون ترافیک وحشتناکه :(
کمر ندارم دیگه
حذفگلفروشی رو بگو 😁
پاسخ دادنحذفاصلا نمیفهممش
حذفگل فروشی عجیب. یادت باشه دفعه دیگه بری ازش بپرسی 😎
پاسخ دادنحذفحتما باید برم 😁
حذفانزلی شهر محبوب من 😍
پاسخ دادنحذفشهر محبوب دلها😍
حذفشاید داشتن تمیزکاری می کردن.
پاسخ دادنحذفساعت دو نیم اخه نغمه؟ شاید داشتن تمیز یه کاری میکردن :))
حذفنغمه نغمه :)))) آقاهه داشت سیگار میکشید تو مغازه
حذفشایدم حدس نیلی درست باشه. جیران چرا با ما اینکارو می کنی آخه؟
حذفچه ترافیکی ؛ گل فروشی به نظرم باید شبانه روزی باشه حتی :)
پاسخ دادنحذف:)))) مثل داروخانه، لازمه
حذفبرگرد بپرس - بگو یک ملتی می خوان بدونن چرا دو و نیم؟ اگر چه بزرگترین بازارگل شهر من هم بین سه تا چهار صبح باز می شه و معمولا حدود هشت صبح هم همه گلهای خوب رفته.
پاسخ دادنحذفاون لحظه به ذهنم رسید وایسم بپرسم چراشو ولی انقدر خسته بودم نمیتونستم پیاده شم از ماشین. این حتی توی مرکز و بازارم نبود. وسط شهر بود
حذف