در نامهی اخیر نغمه به ر، یاد یک زوج از دوستانم افتادم.
من زن و شوهری میشناسم که هر دو از دوستان بسیار قدیمی من هستند. دو دختر دارند. بارها با هم به مشکلاتی برخورد کردند و در آخر تصمیم گرفتند که جدا نشوند و ویترین زندگی رو همونطور که در چشم دیگران هست حفظ کنند. زن و شوهر موفق و تقریباً متمول. آقا پزشک. خانم مهندس و معلم. در مهمانیها و جمعها با هم حاضر میشوند و نقش یک خانوادهی خوشبخت رشک برانگیز رو بازی میکنند. ولی واقعیت طور دیگه است.
خانم و آقا مدتهاست فقط همخانه هستند. طبق توافق ناگفته آقا دوست دخترهای گذرا دارد و خانم با بهانهی سفرهای کاری گاهی خارج از شهر و منزل میگذراند. هر دو میدانند ولی راجعبه جزییات و پارتنرهای احتمالی هم صحبتی نمیکنند.
حالا ممکن است یکی از آشنایان آقا رو در مطب در حین شوخی جنسی با دستیارش ببیند یا خانم رو در کافهای مثلاً در شهر دیگری با مرد دیگری خیلی چیک تو چیک.
حالا واکنش احتمالی هرکس که از این توافق ناگفته و نانوشته خبر نداره، چی میتونه باشه؟ و اگر مثلاً به آقا یا خانم گفته شه واکنش احتمالی اونا چیه؟ فکر میکنید واقعاً لازمه گاهی وارد حریم روابط دیگران شیم یا نه؟ مرسی که نظر میدین!
نظر یحتمل نامحبوب بنده: نه، لازم نیست. و اون کاری هم که اسمش رو میذاریم «رفاقت» و «وظیفه»، به زعم من فضولی و دخالته. و تجاوز به حریم خصوصی افراده. به نظرم بیشتر هم از ناامنی خود «رفیق» یا «احساس وظیفهکننده» میاد.
پاسخ دادنحذفاین هم که بگیم من اگه جای فلانی بودم دلم میخواست بدونم پس منم میرم بهش میگم، منطقی نیست و خودخواهانهست. ممکنه اون آدم دلش نخواد بدونه. یا اصلاً دلش نخواد تو بدونی. یا اگر هم میدونی دلش نخواد به روش بیاری.
من به شخصه سعی میکنم واسه دیگران کاسهی داغتر از آش نشم و سرم به زندگی خودم باشه.
از نظر من که نظر محبوبیه و باید روابط خصوصی آدمها رو بگذاریم برای خودشون
حذفدر این چیزی که نوشتی همه چیز به توافق طرفینه. در داستان نغمه یکی داره به اون یکی دروغ میگه. دروغ مشکله، رابطهٔ غیر متعارف مشکل نیست - متفاوته.
پاسخ دادنحذفالبته من به دلیل رفتار غیراخلاقی اون آدم، فکر می کردم مستحق اینه که آبروش جلوی پارتنرش بره. چون حتی توی خیانت هم دو تا آدم از هم خوششون میاد اما من که ربطی بهش نداشتم.
حذفنغمه، در مورد پست تو:
حذفمن بودم با صدای بلند بهش اعتراض میکردم. نه به خاطر اینکه پارتنرش بفهمه یا نه، اونش به من مربوط نبود. به این خاطر که به من تعرض کرده و حق نداره چنین کاری رو بکنه. با صدای بلند اعتراض میکردم شاید بترسه یا شرایط براش سخت بشه و این کار رو با دیگران نکنه.
از کجا میدونی دروغ میگه؟ از کجا مطمئنی که پارتنرش خودشو زده به اون راه و بازگوییش بیشتر اعصابش رو به هم نمیریزه؟ کما اینکه یکی دیگه از دوستان دورم از این توافق نانوشته خبر نداشت و وقتی به خانوم گفت شوهرت داره لاس میزنه، خانوم از روش تهاجمی استفاده کرد که شوهر من. این کاره نیست و تو داری تهمت میزنی. چرا؟ چون از هر راهی برای خراب نشدن اون ویترین استفاده میکنه
حذفدر مورد کامنت آیدا: مسئله تعرض رو کاملاً باهات موافقم. و باید اعتراض میکرد و کار درست همین بود
حذفمدرک ممبرای دروغ سکته ناقص ز بود - شاید ساده انگاری باشه ولی اگر می دونست یا از همچین مردی جدا شده بود یا دیگه شوکه نمی شد که بفهمه مردش دختربازی می کنه.
حذفبا سردبیر موافقم که هر چه بین اون مرد و همسرش می گذره حساب تعرض بی دعوت جداست و اون مرد باید بشنوه که حق این کار رونداره
سایه ممنون که گفتی و من اصلا این احتمال رو در نظر نگرفته بودم. حتی خیانت رو هم من یه موضوع کاملا محتمل و شخصی می دونم. اما خب موضوعی که گفتی باعث شد بیشتر فکر کنم. مرسی :*
پاسخ دادنحذفمن بخش دوم نامه رو در نظر گرفتم البته. بخش اینکه باید احتمال خیانت رو بگیم یا نه. بخش تعرض مسئلهی جدابی داره
حذفچه موضوع تأملبرانگیزی شد این قضیهی روابط پیدا و پنهان، توافق و خیانت، دخالت، افشا و دفاع ...
پاسخ دادنحذفواسه همین نوشتم روابط پیچیدهی انسانی. یه فیلم بود قبلا به اسم دیروز باباتو دیدم آیدا. یه اشاره ای به همین موضوع داشت
حذفمن همیشه راهم سکوته در موارد خیانت و اینا. هر کس هر چی بخواد بدونه خودش میفهمه.
پاسخ دادنحذفمنم موافقم. البته این یه مثال عینی بود که زدم و خودم واقعاً با این زوج دوستی نزدیکی دارم. حالا فکر کن چقدر زوج وجود داره و روابط مختلف که ما اصلا از درونشون خبر نداریم
حذفسایه واقعاً هم پیچیدهست. منم نظرم اینه که تو سوژهی خیانت و روابط شخصی دخالت نمیکنم. خودم دوست دارم بدونم اما به کسی نمیگم چون مطمئن نیستم چه میکنه.
پاسخ دادنحذفو دقیقاً بهقول شماها موضوع تعرض اون دکتر فرق میکنه. شاید اگه بتونم بهش بلند بگم تو اون شرایط !
موافقم. آدم نمی دونه طرف مقابل رو تو چه شرایطی قرار میده
حذفسایه جان،به زعم من هم خیلی پیچیده است. آدمی میگه من نمیگم (حریم هر کس در ندانستنو دخالت نکردن است)، ولی ممکنه از بیاطلاع بودن خانم یا آقا دلش به رحم بیاد بره وموضوع رو بگه. بعد میاد به خودش می بینه ای بابا زیرِ هر برگ، یک برگِ دیگهاس.. هر چی دورمیموند از هر لحاظ منطقیتربود و بهتر؛ ولی چقدر میتونه به این منش متعهد بمونه، متفاوته.
پاسخ دادنحذفدقیقا وارون.
حذفهم مرده میدونه زنه چه میکنه هم زنه، ویترین قشنگ وتروتمیزشونو کسی بخواد کثیف کنه یا زشت جلوه ش بده، جرش میدن دیگه :)))
پاسخ دادنحذفخب همین. موضوع اینه که تعداد کمی از این ماجرای زیر ویترین خبر دارن
حذف