۱۲ مهر ۱۴۰۵

دورها آوایی است که مرا می‌خواند

 امشب نِل‌ام. جهانم تاریک است. چمدانم رو می‌خواهم بردارم و همراه با آدمی که نمی‌دانم کیست، سفر کنم. دنبال شهر دروغین بگردم. مدینه‌ی فاضله. شهری که خوشبخت‌ها در آن زندگی می‌کنند. 

امشب نل‌ام. می‌دانم پارادایسی وجود ندارد، ولی باز هم دنبالش می دوم، دنبال جایی که نیست. شهری که نیست. آدمی که نیست. 

همه‌ چی در گذر است. منم که نمی‌گذرم. 

همین. 

۱۷ نظر:

  1. سایه ببین سردبیر قبول می کنه از چوب جادوییش استفاده کنه و امشب نل رو به قریه مردمان خوشبخت ببره؟
    چقدر خوشم میاد از این کاری که با کاراکترها می کنی :*

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. مطمئن نیستم اونا هم خوشبخت باشن آخه. این همه راه بیام :))
      مرسی :*

      حذف
  2. منم خیلی خوشم میاد سایه. من رو هر بار می‌بره تو دنیای غمگین و شیرین کارتون و شخصیت‌ش ❤️

    پاسخ دادنحذف
  3. میشه امشب دو تا نل داشته باشیم استثنائا؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. باشه چمدونت رو ببند. اون آقای مسن رو نمیاریم. خودمون دو تا میریم انقدر می‌گردیم تا پارادایس رو پیدا کنیم :دی

      حذف
    2. ای سایه ای سایه 🫂🫂بزن بریم:))

      حذف
  4. چقدر خوب می‌نویسی سایه

    پاسخ دادنحذف
  5. چه قدر اون مجموعه رو با شور دنبال می‌کردم، در عین این که در همان بچه‌گی به شدت روان‌ام رو خط‌خطی می‌کرد.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. چاره‌ی دیگه‌‌‌ای نداشتیم. تلویزیون همین‌ها رو برامون پخش می‌کرد و با روح و روانمون بازی می‌کرد

      حذف
    2. جدا از اون اجبار و حجم انبوهی از مزخرفات، اما به نظرم خیلی چیزهای خوبی هم به توفیق اجباری در کودکی و نوجوانی در دست‌رس‌مون قرار گرفت، مثلاً اون مجموعه‌هایی که از روی داستان‌های دیکنز ساخته شده بودند.

      حذف
    3. آره ولی اون‌ها هم برای یه بچه سیاه و غم‌انگیز نبود؟ بهتر نبود یه کم بزرگتر شه؟ نمی دونم گاهی فکر می‌کنم روان بچه خیلی زود با مفهوم یتیم و پرورشگاه و مرگ مادر در کودکی و هزاران ترامای دیگه آشنا شد.

      حذف
    4. متوجه ام و موافق‌ام.
      با این حال، تصور کن نوجوانی‌ت رو با فیلم‌های کلاسیک کوروساوا و اوزو بزرگ بشی و بگذرونی.
      ؛)))

      حذف
    5. آره موافقم:))

      حذف
  6. نظر کلیشه: ما فکر می‌ کنیم زمان رودخانه ای است که ما لبش ایستاده ایم و از جلوی ما می گذرد. ما از رودخانه می کذریم و رود همانجا می ماند.

    پاسخ دادنحذف