۱
هروقت حسابم در کمترین مبلغ خود قرار دارد، کارهای عجیب غریب میکنم مثلاً امروز رفتم بیعانه دادم که هفتهی دیگه موهامو هایلایت بلوند کنم. چرا؟ چون از قیافهی خودم خسته شدم و برای ادامهی زندگی احتیاج به تغییر دارم.
۲
مریضهای امروزم دو تا برادر دوقلو بودند. ۶ ساله. اسم اولی حیدر بود، اسم دومی آراد. بعد حیدر گفت من یه اسم دیگه دارم تو خونه. اسمم بهراد است. مامانش گفت پدر بچهها میخواسته اسم یکی از بچهها رو اسم پدر خودش بگذاره. برای همین تو شناسنامه گذاشتیم حیدر و بهراد صداش میکنیم.
۳
بچهها جالبترین موجودات کرهی زمینن. برخلاف تصور خیلیها، خیلی بیشتر از سنشان میفهمن. لزوماً اون معصومیت و راستگویی در همهشان نیست. گاهی دروغ میگویند. گاهی بلدند خودشان رو به مریضی بزنند. گاهی خودشان رو به نفهمی. با این حال کار کردن با این موجودات قشنگ، لذتبخشترین بخش زندگیمه. مخصوصاً بچههایی که از نوزادی پیش من آمدند و الان وقت پیشدبستانی رفتنشان است. انگار که بخشی از آنها در وجودم هست برای همیشه.
۴
امروز رعد و برق بزرگی تو تهران شنیده شد. خیلیها ترسیده بودند که جنگ شده. پسرک تعریف میکرد که نصف بچهها با خوشحالی! دست میزندند که زد بالاخره. مفهوم جنگ برای بچههای نورس، هنوز همون تعطیلی مدرسه و آموزش آنلاینه. مفهومش برای ما چیزی به معنای از بین رفتن بخشی از هویتمان و نابود شدن زندگیها.
۵
چند شب پیش با دوستی در مورد اومدن بیژن مرتضوی و نامجو حرف میزدم. گفت هنوز آب پاتو هم خیس نکرده که حتی راجعبه اومدن و نیومدن اینا فکر میکنی. کجای هرم ایستادهام من؟
طفلی حیدر. چه اسمیه اخه برای این دوره زمونه؟!!!
پاسخ دادنحذفآره طفلی
حذفآخی. خوب کردی. منم دلم باز میشه با اینجور تغییرا 😍
پاسخ دادنحذفمنظور دوستت چی بود سایه؟ بند آخر رو میگم
منظورش این بود هنوز انقدر گرفتار نشدی که اینا برات دغدغه است و حتی راجع بهشون حرف میزنی. مردم انقدر دغدغه دارن اومدن نیومدن اینا به هیچ جاشون نیست
حذفبه به چه کار خوبی کردی سایه :* من بعد از دیدن عکسی که آیدا گذاشته بود همونجوری تصورت کردم و الان لایت رو بهش اضافه کردم.
پاسخ دادنحذفمرسی عزیزم. امیدوارم نتیجه نهایی خوب شه :*
حذفواقعا بچه ها جالبن .. من همیشه دپست داشتم یا متخصص اطفال میشدم یا روانپزشک🫠
پاسخ دادنحذفخیلی خوبن ولی صبر و اعصاب هم میخواد جدی
حذفبهبه چه تغییر خوبی! غصه میخورم برای اون بچه که تو این زمونه اسمش شده حیدر
پاسخ دادنحذفآره. البته کم نیستن از این بچهها. این چون پارادوکس بود نوشتم.
حذفیاد قسمت رادیو مرز افتادم، یه قسمتش راجع به اسم بود و اینکه آدمها چقدر با اسمشون درگیر میشن.
پاسخ دادنحذفمنم اینطوریام وقتی حسابم خالیه کارهای عجیب میکنم. اما به خود رسیدگی خیلی خوبه. هایلایت فکر کنم خیلی بهت بیاد سایه :*
در مورد اسم بچهها خیلی حرف دارم بزنم. ولی یه نکته بگم که اینکه یه سری یه خبرنگار شبکههای خارجی میگفت که سایت ثبت احوال دروغ میگه و اسم بچهها فاطمه و زهرا و محمد و علی نیست، کاملاً اشتباه محضه. دقیقا سایت ثبت احوال درست میگه و اکثرا حتی تو شناسنامه اسم مذهبی میذارن.
حذفدر مپرد هایلایت هم نتیجه نهایی رو عکس میذارم براتون :ذی
اطراف من برادرخواهرهای زیادی بودن که یکیشون قبل از انقلاب اسمگذاری شده بود اون یکی سالهای انقلاب - دو تا رو هیچ وقت یادم نمیره - تو مدرسه دو تا برادر داشتیم رامین و روح الله - یک مدتی هم یک همسایه داشتیم اسم بچه هاش فرح و فاطمه!
پاسخ دادنحذفاینا آخه تو عصر مدرن، کبری و رقیه و حیدرن و این رنجم میده گاهی. با اینکه شاید باید بگم به من چه.
حذف