۱۰ مهر ۱۴۰۵

۱۲۱ از ۱۶۰


 امروز اول اکتبره و دهم مهر. شوخی‌شوخی شد سه چله (۱۲۰ روز) که داریم می‌نویسیم. چهار ماه به یک روتین پای‌بند بودیم. بذارین همین‌جا واسه خودمون یه شامپاین باز کنیم. به سلامتی جمع.


چون عادل مریض بوده و نرسیده عکسا رو بفرسته، پست گلمک رو دادم به ژپتو، گفتم عکس‌‌شو بفرسته برامون.

۲۳ نظر:

  1. یعنی یک سوم سال!!! به سلامتی تک‌تک‌مون!

    پاسخ دادنحذف
  2. ای خدااا قربون هممون برم. اشکی و قلب قلبی شدم وسط بیمارستان .
    به سلامتی تو آیدا و تک‌تک‌مون :***
    عاشق ژپتو ‌ام با اون تصویرسازی باحالش. تتوهای منو با لباسم :)))

    پاسخ دادنحذف
  3. چه باحال!
    هر چند که خودم سرجمع به اندازه‌ی یک چله نوشته‌ام. ممنون که اجازه دارم تو جمع بمونم 😇

    پاسخ دادنحذف
  4. چقد خوبه ای خدا. من که همچون وظیفه ی شرعی چنان با جدیت پست نوشتن رو انجام دادم که متوجه مرور زمان نشدم . به سلامتی آیدا و هممون 🥂😍

    پاسخ دادنحذف
  5. من و دوست پسرم چه هر دو جوون و چه نگاه های عاشقانه ای :)))

    پاسخ دادنحذف
  6. من کدومم؟ خودمو پیدا نکردم. اصلا هستم؟ :دی

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. ااا آره. روپوش و گوشیم هم عین عقده‌ای‌ها آوردم با خودم 😝😝

      حذف
  7. دمت تو گرم آیدا،‌اول از همه برای فراخوان! دم بقیه هم قبیله ای ها هم گرم که ساختیم این فضا رو… من اومده بودم اینجا با این امید که یکم بدون سانسور بتونم از خودم بنویسم، الان یک قبیله دارم که لیترالی نگرانشون می‌شم و دلم تنگشون میشه…

    مرسی از ژپتو ولی من خودمو تو عکس پیدا نمیکنم، آنقدر خوشتیپ نیستم خب با موی چیتان پیتان و فلان :))))

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. والا منم فقط دزیره و نینی ویلا رو تشخیص دادم. بقیه چه‌جوری خودشونو پیدا کردن رو ندانم!

      حذف
    2. هر کسی از ظن خود یافت عکس خویش :))

      حذف
  8. ای وااای چه کار با حالییی… خیلی خووبه🥹🥹

    پاسخ دادنحذف
  9. چققققدر خوبه عکسش😂😂 وای دلم ضعف رفت برای اون لحظه اون فضا🥹🥹 خیلی چسبید آیدا 🫂🫂 امیدوارم ببینیم زودتر این روز رو🥰🥰🥰سلامتی خودت🥂

    پاسخ دادنحذف
  10. چه ایده جالبی، عکس‌ها خیلی جالب شدن.🤩🤩
    کمتر از یک ماه میشه اینجا بنویسم امیدوارم بتونم روتین رو ادامه بدم و بمونم کنارتون 🫂

    پاسخ دادنحذف
  11. آخی چقدر قشنگ بود🥰🥰

    پاسخ دادنحذف
  12. من تازه تونستم این عکس رو با دقت ببینم - یک کم باید مواظب بچه ویلا باشیم - هر دو تا دستش رو گرفته به دست ارواح که از آرنج به بعد به هیچ جا وصل نیستن! اون دو تا دختری هم که سیاه پوشیدن پشت دختر دزیره به هم نگاه می کنن احتمالا دوقلوهای به هم چسبیده از انگشتهای دست هستن با توجه به انگشتهای دور لیوان شامپاین. نصف یک ور روپوش سایه هم نیست - شاید هم مدلشه.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. :)) من به این باگ هاش عادت کردم دیگه

      حذف
  13. کاش رو پیشونیم اسممو می‌نوشت می‌تونستم پیدام کنم

    پاسخ دادنحذف