امسال سپتامبر بهمون حال داد و یکهو روزها همه ابر و بارون نشد. یک روزهایی آفتاب کمجون پاییز هست که انصافا خیلی کیف داره. صبحها حدودای ده و نیم من یا مرد یک چای درست میکنیم که گرم بشیم. سبز یا سفید یا هرچی که گیر بیاد. این چند روز هم زنجبیل بود بجای چای بلکه کمک کنه ویروسی که بچه آورده رو رد کنیم. بعد چای یا دمنوش رو که می ریزیم اگه آفتاب کم جون پاییز باشه، طبق قرار ناگفتهای میریم در ورودی خونه رو باز میکنیم و همونجا جلوی در که آفتاب داره میایستیم و لیوان به دست از گرمای آفتاب لذت میبریم. در خونه رو امسال عوض کردیم و اولین زمستونی میشه که به لطف در جدید، قراره سرمای ورودی رو دیگه تجربه نکنیم. تازه، در جدید سورمهای رنگه و همون یکی دو ساعت صبح حسابی گرم میشه با آفتاب. امروز مرد میگفت تکیه بده به در گرم میشی. گفتم دوست دارم درو بغل کنم انقدر که گرماش کیف داره، میترسم یک همسایهای ببینه فکرهای عجیب بکنه از اینکه خودمو به در خونه میمالم!
تصورت کردم که یه لیوان دستته و درو با لذت بغل کردی.
پاسخ دادنحذفبه به ؛ ترکیب سرمای هوا و نوشیدنی گرم و حتی در دوست داشتنی گرمالو.
پاسخ دادنحذفآخی هوای نیمه پاییزی، دمنوش بدست جلوی در جلوی آفتاب. یه عکس بگیر از این لحظه نگهدار یادگاری.
پاسخ دادنحذفچه لحظه ی کاملی✨
پاسخ دادنحذفچه قشنگ. نوش جان ؛**
پاسخ دادنحذفاین پستت رو بده جپت برات تبدیل به عکس کنه 😁
پاسخ دادنحذف