۱۳ شهریور ۱۴۰۵

درجا

 دلم میخواد بتونم روزمره خودم رو طوری توصیف کنم که معلوم نباشه حامله‌ام اما متاسفانه انگار اصلا نمیشه و به هیچی بجز این شرایط نمیتونم فکر کنم. همون پستایی که اوایل نوشتم همشون درباره الانم صدق میکنن. هرچی بیشتر حرف بزنم بیشتر تکراریم و بیشتر غری و کمتر حوصله و بیشتر گرم و عظیم‌تر، همه چیز. زندگیم از همون موقع تا الان اونقدرا فرق نکرده. کی آدم متوجه تغییر تو زندگیش میشه؟ حتی تو جواب نامرئی این سوالمم معلومه حامله‌ام.

۴ نظر:

  1. همه‌ی وجود تو الان حول این بچه چرخ می‌خوره و این کاملاً طبیعیه

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. این خیلی واقعیتی بود که بهش فکر کرده بودم ولی باهاش مواجه نشده بودم. :/

      حذف
  2. خب فک کن یه آدم دیگه توی توئه که خیلی اول راهه خب همه حرفا و فکرا سمت اون میره دیگه 😍

    پاسخ دادنحذف