دو هفته پیش بدجور خودم رو سوزوندم، اومدم توری توی فر رو بکشم بیرون که سینی کوکیها رو در ارم سینی روی توری سر خورد دقیقا برخورد کرد به ساعدم بالای دستکشها.
الان یه نیم هلالی با یه خط بالاش رو دستم نقش بسته. یه دور پوست ریزی کرد و الان داره از صورتی به قهوهای تغییر رنگ میده. انقدری بزرگ هست که همه متوجهش بشن و جویا بشن چی شده. حتی میتونم میزان عشق و اهمیت اطرافیان رو نسبت به خودم حس کنم باهاش. شاید آزمون سنجش عشقشون با میزان سرعت واکنششون به زخمم درست و علمی نباشه، ولی به نظرم اونی که سلام نکرده، بهم نگاه میکنه و میپرسه چی شده، خیلی دوسم داره.
ث یه کرم بهم معرفی کرد، بگیرم بزنم که زخمش زودتر ترمیم شه. از اون سوختگیهاست که حالا حالا جاش باقی میمونه. رفتم داروخانه کرم رو بگیرم، شلوغ بود تا منتظر بشم، حواسم رفت پی مسواکها. با یک مسواک و یه خمیر دندون برگشتم و تازه شب یادم افتاد اصلا به خاطر کرم رفته بودم داروخانه .
از وقتی که سوختم، هی زخمه رو نگاه میکنم. عجیبه بگم دوسش دارم؟ عجیبه بگم نمیخوام دیگه برم کرم بخرم و دوست دارم تا اخر عمرم جاش رو ساعدم بمونه. نگاه کردن بهش بهم حس خوبی میده. انگار یه تاییده برای تمامی تلاشها و به در و دیوار زدنهای این چند وقتم. تو دلم یک تحسین برای خودم شکل میگیره که افرین واسه اولین بار تو زندگیت یه ریسک واقعی کردی و با وجود ترس زیاد داری پیش میری. شاید دارم بزرگ میشم. و این اتفاق تو مغزم، این تشویق که تو سرم میپیچه خیلی نادره. خیلیییی عجیبه! از بس صدای سرزنشگر چماق به دستم بلنده. شاید مثل یه معجزه. بدون اینکه کسی بهم بگه خودم دارم به خودم لایک میدم واقعی. و ابعادشم کوچیک نیست. انقدره بزرگه که موندگاره و زود محو نشده.
آفرین که با وجود ترس زیاد داری میری جلو.
پاسخ دادنحذفهیچی بهتر از اون لایکی که ته دلت بخودت میدی نیست ، افرین
پاسخ دادنحذفجواب اونهمه تلاشت همین رضایت ته قلبته یوکو جان. آفرین بهت :*
پاسخ دادنحذفمنم یه زخم دارم که دوسش دارم.
من یه رد زخم رو ساعد راستم دارم، مال گربهی سفید اکسه و جاش مونده. انقدر دوستش دارم انگار یه یادگاری ازش برام باقی مونده.
پاسخ دادنحذفزخمم وقتی خیلی تازهست انگاری تلاش میکنم که خوب بشه و جاش هم نمونه اما رفتهرفته باهاشون دوست میشم، سالها قبل یه قسمت از صورتم با آبجوش سوخت و جاش موند دلم میخواست اونجا رو تتو کنم وقتی فقط یه لکه قهوهای کمرنگ موند رو صورتم دلم نمیخواست برای همیشه محو بشه
پاسخ دادنحذف