از اینکه اومدمو هیاهوی اینجا رو دیدم. از اینکه اسمم تو هیچکدوم از آمار و ارقام نبود دلم گرفت. نه اینکه غر بزنم. از خودم شاکیم که هر هزار باری که اومدم بنویسمو پشیمون شدم. اومدم کامنت بذارمو قفل شدم.
میبینم که چه جوری خودم از قبیلهای که ندیده انقدر دوسش دارم، فرار میکنم دلم گرفت.
اما میدونم که میکونم. شاید کم. شاید کمرنگ. شاید گهگداری. اما نمیذارم اینجا پروندهی بازی بمونه که بعدها باز غصهشو بخورمو خودمو سرزنش کنم.
بوس وبغلها :*** >>>:*<<<
تا دفعهی بعد که بترکونی همهی بادکنکها رو
پاسخ دادنحذف🙃😅🫂
کوو کجان این بادکنکاا :))
حذفبرگاندی قشنگم به خودت سخت نگیر و بنویس. من یکی که مشتاقانه میخونمت حتی در حد چند خط کوتاه :)
پاسخ دادنحذفپس بیا
بوس و بغلها ❤️❤️🫂
تو خیلی عزیزی خب دزیره جان :**
حذفچه خوب از حست نوشتی :)) چون منم دارم این حس مشترک رو. حس روح بهم دست داد 😁😁🫠🫠
پاسخ دادنحذف🫤
حذفنمیدونستم چطوری بنویسمش.
پاسخ دادنحذفاما الان که دارم در همین لحظه مینویسم، این برام اومد که آمار و ارقام چندان مهم نیستن. اینکه نوشتن برام کار کنه کفایت میکنه 🫂
دقیقا همینه که میگی. من از تعلل خودم ناراحتم. :(
حذفبوس و بغل
پاسخ دادنحذفنغمههه :**
حذفهمینم که گاهی مینویسی خوبه برگاندی جون
پاسخ دادنحذفجیراان :***
حذفبی خیال وزیر. برو مدالت رو بردار و جشن بگسر این دورهم بودن رو 🤩
پاسخ دادنحذفآخه وزیر و بیخیالی؟ نداریم :))
حذفحالا به ما هم جایزه ندادن:)))
پاسخ دادنحذفپس هروقت راحت بودی بیا بنویس برامون
اصن این نیست که :( اینکه دیدم خودم کمرنگم جایی که انقد دوسش دارم دردم گرفت :(
حذفبه منم استرس میده کارنامه :'(
پاسخ دادنحذفتو شاگرد اولی جووونم :***
حذفمنم همین حس رو دارم:) بعضی وقتها کامنتهایی که میذارم بیشتر ادامه دهندهٔ حرف نویسنده است تا ریاکشن مناسبی از طرف من... یعنی احساس میکنم باید مینوشتم آره همینطوره که میگی... بعد میبینم جواب نمیگیرم، حس اضافه بودن بهم دست میده، میخوام برم پاک کنم ولی اونم نمیشه...
پاسخ دادنحذفدر کل این کارنامه برای من هم جالب بود پر از حسهای متفاوت.
اوهوم :( قضاوت خود خیلی سخت تر از قضاوت دیگرانه حتی به نظرم 🫤
حذفآره. خیلی بیرحمانهاس..☹️
حذف