نمیدونم چرا دیشب تا حالا too much شدم!
تو ماچ فیلینگ، تو ماچ تاکینگ، تو ماچ تینکینگ و طی اتفاقات و گپهای امروز، تو ماچ کامنتینگ! یهوقتهایی واقعاً شی فیلز تو ماچ!
بعد از سکوت طولانی معمولاً اینطوری میشم و جالبه که یکهو هم خالی شدم و انرژیم افتاده از سر شب.
اومدیم خونهی یه بندهخدایی که تو ماچ بورینگن. قراره با درینک و بالکن شاهکارشون قابل تحمل بشه برام امشب. اونم با این انرژی پایینی که دچارش شدم.
چهبدونم شاید هم خوش گذشت.
فعلاً جیم زدم تو بالکن بههوای اسموک. جاتون سبز اولین پیک رو بهسلامتی شما غریبههای آشنای عزیزم نوشیدم.
اینم بگم و برم:
برای هر کسی
یک نفر هست که با تمام وجود
میخواهد او را در اغوش بگیرد،
و یک شهر، که دیوانهوار
میخواهد به آنجا برود
و یک کتاب،
که لابلای سطرهایش گم شود.
اُزدمیر آصاف
برگردان سیامک تقیزاده
امید که خوش بگذره. سرت سلامت 🥂
پاسخ دادنحذفقربون تو شهاب 🥂
حذفنوش 🥂
پاسخ دادنحذفمرسی سایه جون :*
حذفخسته شدی شاید، اونا هم بورینگم دیگه مضاعف :))
پاسخ دادنحذفآره خیلی تو مغزم حرف میزنم. حالا خوبه اینجا هست!🤦🏻♀️
حذفوای دیشب تموم نمیشد واقعاً ویلانل اما رفتم تو بالکن و هی یواشکی اومدم پیش شماها بهتر شد :))
دزیره یه چیزی بوده که انرژیتو گرفته. اون رو شناسایی کن. خیلی کمک میکنه. حتی مثلا یکی یه جمله ای گفته که یه تصویر ناخوشایند اومده توذهنت. حتی یه نفر چهره اش رو از یه حرفی یجوری کرده که حس منفی داده بهت. اینا مهمن
پاسخ دادنحذفآفرین نیلی. زدی به هدف!
حذفالان یادم اومد یکی از نزدیکانم برام یه چیزی فرستاد که محتواش قضاوت کننده و مواخذهگر بود! و من از این تذکر ناراحت شدم.
عالی گفتی :*