۰۵ شهریور ۱۴۰۵

۸۲/۸۳

 ۱/خیلی سعی میکنم روتین نوشتنم رو حفظ کنم‌ولی این روزا واقعن شلوغم. درحدی که شب جون ندارم بنویسم

۲/ دیروز بازار گردی داشتیم.تو یه صبح تا عصر چهارتا دعوا با فحش های ابدار جدید دیدیم که دوتاش تو مترو بود. زن و مرد. دوبار دیگه بریم بازار میتونم دایره المعارف جدید فحش بنویسم

۳/ بازار مثل همیشه خیلی شلوغ نبود. کیسه های دست مردم هم خیلی کم و کوچیک شده بود.

۴/ رسیدم خونه از خستگی دوساعت غش کردم رسمن

۵/خستگی تا امروز ادامه داشت.بدنم واقعن دیگه نمیکشه

۶/کانال پادکستم رو راه انداختم چهار پنج تا اپیزود بشه عمومیش میکنم

۷/تو سرم دائم در حال نوشتنم

۸/گزارش دوروزانه

۸ نظر: