۱۶ مرداد ۱۴۰۵

دور می‌شیم از هم

خاله کوچیکه دوازده سال از من بزرگ‌تره و تا یه مدت زیادی خیلی با هم صمیمی بودیم. من نوه اول بودم، دختر خواهر بزرگه که تهران زندگی می‌کرد. و خاله کوچیکه برای به دنیا اومدنم و بعدتر برای هرباری که برم شهرستان و بتونه ببیندم کلی ذوق کرده بودم. مهربون و پایه بود و منم خیلی دوستش داشتم. شبیه هم هستیم، اونقدری که ممکنه بگن خواهریم.
چند روز بعد فارغ‌التحصیلی‌ام پیام داده بود تبریک‌ بگه و حالم رو بپرسه. دیدم چه دستم نمی‌ره پیام‌هاش رو باز کنم و جواب بدم. برای خودم هم سوال شد که چرا اون احساس صمیمیت و نزدیکی رو ندارم باهاش؟ امروز صبح بیدار شدم و طبق عادت گوشی رو برداشتم تلگرام و اینستا رو چک کنم، دیدم خاله کوچیکه یه پستی رو استوری کرده که قراره پورتال هشت آگوست باز بشه و انرژی‌‌ها فلان و آرزوهاتون بیسار و ... . حرص خوردم و یادم افتاد که یه بخشی از این دور شدنه از اینجا میاد. از یک مجموعه خزعبلات انرژی‌ و فرکانس و روح و تناسخ و فالان فیلان که چند سالیه که بهشون اعتقاد پیدا کرده و هِی هم بیشتر می‌ره توشون. منم هرچی می‌کنم تو کتم نمی‌ره این کلاهبرداریا. یارو تو پیجش ویدیو گذاشته که Hi یعنی High و فرکانس‌های بالاتر، Hello یعنی Hell is low و جهنم پایینه و خلاصه اونایی که زبان رو طراحی می‌کردن حواسشون بوده!!! یه خورده که تکنیک‌های پست‌های وایرال و بیزنس‌های پکیج‌فروشی رو بلد باشی، رد اینا رو از صد کیلومتری می‌زنی. نمی‌تونی شیادی‌شون رو نبینی.

این هفته Don't look up رو دیدیم. (حاوی اسپویل) آخرش گفتم ببین همینه. واقعا یه سری هستن اونقدر غرقن تو باورهاشون که شهاب‌سنگ رو تو آسمون ببینن هم باور نمی‌کنن. حالا ما هی بیایم بگیم این اساتید -از اون بزرگاشون که ادعای رهبری دارن، تا این کوچیکا که سر گردنه پورتال خودشون وایستادن و ورودی می‌گیرن- دارن تو بدبختی مردم دنبال فرصت درآمدزایی می‌گردن! حرص چیو دارم می‌خورم؟

می‌دونم. حرص سودش که تو جیب پکیج فروشا می‌ره و دودش تو چشم منی که از خاله‌ام دور می‌شم.

۲ نظر:

  1. منم حرص می‌خورم همیشه از این موضوع !

    پاسخ دادنحذف
  2. من به این آشناهایی که ازین چیزا میذارن مستقیما میگم چقد چرت میگن.

    پاسخ دادنحذف