۱۶ مرداد ۱۴۰۵

سفر با اعمال شاقه

ای حلزون،

از کوهستان فیجی اگر بالا می روی،

چمدان نبریها! سنگین است.

فقط کوله پشتی.

آقای ناتمام که  شدیداً معتقد است آدم باید سبک سفر کند یک کوله پشتی جدید خیرده است و که خیلی خارجی است و ضد آب است و هزار جیب درونی و بیرونی دارد و آنرا وسط اتاقش گذاشته است. کمتر از ده ساعت به پرواز خودش و خانواده اش به آنسوی اقیانوس مانده است. چون بقیهء خانواده اصلا به حرفش گوش نمی کنند و هر دو چمدان بزرگ را با خنزر و پنزر پر کرده اند حالا او مانده است و کوله پشتیِ جدیدش و تمام لوازمی که برای این سفر قندهار لازم دارد که باید در این کوله جا شود.

آیا دو جفت کفش کافی است؟ یکی ورزشی و دیگری نیمه رسمی؟ پیاده روی با چی آنوقت؟ آیا یک لایهء گرم کافی است؟ اگر رویش قهوه ریخت چطور؟ چند تا شُرت و چند تا جوراب؟ این کُتی که سبک تر است خیلی بهتر است ولی رنگش فقط به آن یکی کفش می آید. پس شد سه جفت کفش؟ شُرت تمیز مهمتر است یا کُتی که به کفش بیاید؟

آقای ناتمام سفرهای کاری اش را خیلی دوست دارد. چون یک سیستمی درست کرده است که فکر ندارد. یک قسمتی از کمدش همیشه دو پیرهن خشکشویی رفته است و دوتا شلوار اطو کشیده و یک بسته هست که همیشه دوتا شرت تمیز و دو تا زیر پیراهنیِ سفید و دو تا جوراب داخلش دارد. بدون هیچگونه فکر و تصمیم گیری این گوشهء کمد بسته بندی می شود و سفر می رود و در راه برگشت از فرودگاه به خشکشویی تحویل داده می شود.

ولی امان از سفرهای خانوادگی. و امان از سفر با بچه. آنهم دو تا. آنهم سفری که کوه دارد و دریا دارد و سرما و یخبندان دارد و آتشبارانِ چلهء تابستان. آقای ناتمام گاهی فکر می کند مرض دارد که این همه پولهایش را که با عرق جبین و کد یمین - و البته به کمک مادر بچه هایش - جمع کرده است خرج همچین سفرهایی می کند.

ای حلزون،

از کوهستان فیجی که هیچی؛

از سربالایی کوچه تان هم به زوربالا می روی.

با این همه باری که داری.

آقای ناتمام با دلی غمگین و سری افکنده تسلیم می شود و کولهء خارجی اش را توی کمد می گذارد و یک چمدان دیگر از انباری در می آورد.

 آقای ناتمام مرض برنامه ریزی سفرهای قندهار دارد به اسم تعطیلات (که توی کمرش بخورد) با اعمال شاقه. خدایش بیامرزاد.

۲ نظر:

  1. ههه تهش خیلی خوب بود. معلوم بود باید چمدون ببری :)
    خوش بگذره بهتون رضا. سفر رفتی هم بنویسیااا

    پاسخ دادنحذف