۰۵ شهریور ۱۴۰۵

 طبقه بالا رو مبل جلوی کولر ولو شدم. امروز دوبار برق رفت. ظهر سه ساعت تو استخر بودیم با بچه. همون باعث شد گرما یذره قابل تحمل بشه. طبقه پایین موزیک با صدای خیلی بلند هر چند دقیقه یکبار عوض میشه بعد صدای بلند حرف زدن وگاهی هم دسته جمعی خنده بلند. هر از گاهی هم منو صدا میزنن که چرا نمیای. دلم میخواد همینجا بمونم و نوشته بچه هارو بخونم ولی امشب محاله این جماعت بذارن. 

۲ نظر:

  1. چه فضا رو قشنگ تصویر کردی. حمع و خنده رو عشقه اینجا فرار نمیکنه خوش بگذره بهت .

    پاسخ دادنحذف
  2. ماااااچ بهت نیلی جونم

    پاسخ دادنحذف