۱۰ مرداد ۱۴۰۵

۵۱ از ۸۰

 یک جعبه شکلات زیاد-دلاری خریدم. چند بسته شکلات تلخ مختلف دارم تو خونه، ولی به لحاظ روحی احتیاج داشتم یه شکلات سوئیسی شیرین و واقعی و متنوع و خوشمزه برای خودم جایزه بخرم؛ به مثابه بغل. به مثابه تأمین سوخت مورد نیاز برای خرده‌روحیه‌هایی که تو این مدت کوتاه از دست دادم. به نظرم شکلات تلخ یک خیانته در حق شکلات مخصوصی که آدم موقع پریود بهش احتیاج داره. و اصلاً داره خسته‌م می‌کنه این موج، این که که چه‌جوری یک مدل تفکر (شما بخونید بیزینس)، داره دونه‌دونه خوشی‌های رایج رو ممنوع اعلام می‌کنه و جایگزین‌های تلخ و هلثی و مقوایی می‌ده به خوردمون. من غلام لذت‌های خالص و واقعی‌ام بابا.

پی‌نوشت: و؟ و تمام این هفته پس ذهنم مدام پر از این فکر بود، و هست، که همین الان، اگه دوست پیغمبرم نبود، همین نوشته‌ی کوتاه چه‌قدر می‌تونست فرق داشته باشه. و شک ندارم به لحاظ داشتنِ دوست‌های واقعی، آدم‌هایی از آنِ خود، یکی از خوش‌بخت‌ترین آدمای دنیام. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر