۰۶ شهریور ۱۴۰۵

از ریچل به چندلر شدن.

نوشته‌های شما و اخبار از ایرانو که میخونم واقعا خجالت میکشم. از اینکه چه کاری میتونم بکنم. از اینکه خودم در اون شرایط نیستم. خجالت مخلوط با عذاب وجدان فراوان. گاهی احساس آدم بد بودن میکنم که دغدغه‌ی من اینکه نمیتونم با زمانبندی موردپسندم پی‌پی کنم یا خانومی که میاد کمک کنه خونمونو تمیز نگه‌داریم، پنجره‌ی بدون پشه‌بند رو هم باز میکنه. بعد میبینم تو ایران تن ماهی شده ۲۶۵ تومن و پلمپ و حکم اعدام‌های بیخود و ناامنی. یه زمانی مرغ شده بود شیش هزار تومن، من اون زمانو یادمه، چقدر همه استرس داشتن که همه چیز خیلی گرون شده.

فکر می‌کردم که با خارج رفتن خلاص میشم. الان احساس نجات یافتگی میکنم، ولی احساس رهایی نه. آره درسته خیلی بدبختی کشیدم که به اینجا برسم، بی‌پولی و تحقیر شدن و انزوا و افسردگی، اما از پس همشون براومدن باعث نشده احساس کنم چیزی در من خلاص شده.

با طلوع امروز غرهای دیروزم تموم شده، شب خیلی زود خوابیدم و صبح با کیک بادومی نازم، گرچه زیادی پخته، و بوی قهوه بیدار شدم و جز اینکه یکم خواب‌های عجیب دیدم، خیلی خوب و کامل خوابیدم. فکرای دیروزمم یادم نمیاد. دکتر گفت بعضیا در قدیم پونزده شونزده تا بچه می‌اوردن، یا در قبیله بودن و اصلا نمیدونستن عاقبت بچشون چی شده و میشه یا کی بزرگشون میکنه. اینکه آدم هیچ احساسی به مادر بودن نداشته باشه خیلی طبیعیه و احساس نکن اشتباهی چون خودتو معتقد کردی که باید یه احساسی داشته باشی. برای یه موضوع دیگه گفت بعضی چیزا که بهش میگم، در حقیقت پاتولوژیک نیستن و فقط رفتارین. اینارو که به ایو گفتم، دستشو آورد بالا گفت دیدی دقیقا همون چیزایی که من گفتم. ولی من رایگانم، اونو پولشو میدیم.

ماه پیش سر ویزیت روتین نینی که گفتم زیربغلم درد میکنه دکتر نگاهم نکرد همینطوری گفت که آره عادیه و وروسایل سینه تغییر میکنه و درد میاره. این ماه سر ویزیت با همون مامایی که تو اتاق با دکتر بود ولی الان تنها بود، گفتم که زیر بغلم درد میکنه. لخت شدم یکم معاینه کرد، گفت احتمال میده که می‌می سومه. بعد یه همکار دیگه‌اش که برای شیردهی مشاوره میده اومد لختمو دید اونم معاینه کرد و اونم گفت آره. می‌می سوم. ممنون. 

وقت سونوگرافی و یه متخصص سینه گرفتن برام. چقدر جالب. چند بار قبلا تو اینستا دیده بودم که مردم ممکنه می‌می سوم دربیارن ولی هرگز هیچ آدمی رو ندیده بودم از نزدیک که بگه سومین می‌می رو زیر بغلش درآورده، الان هرروز تو آینه میبینم.

۱۶ نظر:

  1. عذاب‌وجدان نداشته باش ویلانل عزیزم. اوضاع قمر‌در‌عقرب این‌جا تقصیر مردم عادی نیست!
    چه‌خوب که مشاور رفتی. امیدوارم بهت کمک کنه خودت رو شماتت نکنی. و این‌که من می‌می سوم رو نشنیده بودم! برم سرچ کنم.
    امیدوارم اذیتت نکنه. مراقب خودت باش :**

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. آخ میدونم نقصیر ما نیست ولی نمیتونم هنوز احساساتمو خوب تفکیک کنم، و دیدم که قراره گاز هم قطع بشه تو زمستون همش تو فکر زمستونای اردبیلم که میشد منفی هیجده با اینکه هیچوقت اردبیل نرفتم :))
      گویا خیلی اتفاق میوفته، منم فقط تو این ویدیوهای اینستا دیدم ولی حتی خود خانوم ماما هم گفت واسه اونم اتفاق افتاده، اون درد نداشته فقط پف کرده بوده. خیلیا میذارنش در کنار پف‌ها و دردهای دیگه‌ی حاملگی. بعضیا روی قسمت داخلی رونشون ممکنه دربیارن :))

      حذف
  2. ویلا من خیلی بهت فکر میکنم. خودمو بجات میذارم. یه حسی هست که انگار کسی مادر رو جدی نمیگیره و همه به فکر بچه ان. چون در تاریخ و طبیعت بخاطر بقا این طرز فکر وجود داشته و خب رفته توی وجود ادما و تغییرش و یادنگرفتنش unlearn ش اهسته اتفاق میفته

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. بوس عزیزمممممم :*******
      دقیقا. چند ماه پیش از ai پرسیده بودم چقد کلسیم باید بگیرم و چه زمانی باید مصرفش کنم، چون ناسازگاری با پروتین شیر داشتم و خیلی وقت بود لبنیات نمیخوردم، نوشته بود نگران نباش بچه خودش کلسیمشو از بدن تو تامین میکنه و سالمه، به بهداشت دهنت توجه کن ://// میخوام بگم حتی محتواهای ترینینگ ایم سیستم‌ها خیلی معطوف بچه‌ن و مامان دیگه چیه اصلا بره بمیره :<

      حذف
    2. والا ماه اول دور از جونت فقط مادر نقش گاو داره همش شیر بده و عوض کن. شیر دادن درسته که سختی خودشو داره ولی شیر معمولی هم دردسر خودشو داره هی باید پاشی اماده کنی با خودت اینور اونور ببری. من دو سال شیر دادم اماده و گرم و تازه دم دست بود. اخراش از سینه گرفتن سخت بود یادمه یبار از شدت اعصاب خوردی سرمو میزدم به دیوار گریه که دیگه نمیتونم. به مکافاتی از سینه گرفتیمش

      حذف
    3. ای وای تو ویدوها خیلی دیدم با فیلتر گاو صحبت میکنن پس واسه اینه😂😂😂

      حذف
  3. یادمه من یه کارهایی رو برای کم کردن عوارض زایمان انجام میدادم مثلا شکمم رو‌با پماد مخصوصی چرب میکردم و ترک نیفتاد. سینه هم بعد زایمان مرتب با پماد لانولین اگه درست یادم بیاد که زخم نشه

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. منم کرم و روغن میزنم رو کل بدن تا جایی که بتونم، اون پوست اضافی که میاد چی اونو باید عمل کرد فقط، نه؟
      من میخوام شیر ندم اصلا، بسه دیگه :)))

      حذف
    2. پوست اضافه ژنتیکیه خیلیا جمع میشه. من ژنتیکی ترک شکم و پوست اضافه نداشتم‌ولی از بی ورزشی و شل ولی از قبل شکم داشتم که اونو عمل کردم جمع کردم سینه هامم لیفت کردم

      حذف
    3. کی میشه منم اینارو پشت سر بگذارم بتونم از فعل گذشته استفاده کنممم :/

      حذف
  4. مطالبی که اطرافیان ادم میگن حتی اگه از دکترها هم بهتر باشه بخاطر ساختار مغز ادم ازشون اونقدری حرف شنوی نداره که از زبون ادم غریبه داره. مغز به صدای جدید بهتر گوش میده

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. موافقم. بعد شاید آدم (من) بعضی حرفارو با ملاحظه کمتری به مشاور یا دکتر میگه تا به اطرافیان که شاید ناراحت نشن یا زمان درستی نباشه تا ترس از عواقب حرفاش تو رابطه و سوبرداشت و اینا. با دکتر یکم راحتتره دیگه، در این صورت اگه دکتر بگه حتی با این همه غیرملاحظگی باز رفتاریه، یکم قابل باورتره :دی

      حذف
  5. ویلا امیدوارم در این شرایطی که داری خیلی درگیر رسانه نشی و به اخبار توجه نکنی

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

      حذف
    2. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

      حذف
    3. اجتناب ناپذیره. من دیگه هیچی رو دنبال نمیکنم ولی آدم میبینه اینور اونور

      حذف