۲۸ مرداد ۱۴۰۵

حافظه

 بعداظهری پیاده رفتم تا شهر کتاب که روان نویس اضافی بخرم که اگه تموم شد داشته باشم. کتاب از عشق حرف میزنیم از چه حرف میزنیم کارور هم بخرم. هوا بشدت گرم بود و هست اصلا سنگینه، رسیدم شهر کتاب شلوغ بود رفتم یکی دوتا روان نویس امتحان کردم برداشتم و رفتم قسمت کتاب ها به فروشنده گفتم کتاب رو آورد سرم تو کتاب بود که یه جماعتی از اتاق روبرو اومدن بیرون سرمو بلند کردم دیدم تو صورت آقای دهباشی ام خندیدم گفتم سلام آقای دهباشی شاید بار سوم یا چهارمه میبینمش و اصلا فکر نمیکنم بشناسه منو ولی تحویل گرفت مگه اینجوور؟ گفتم چه خبر بوده اینجا؟ گفت جلسه بخارا بود مگه نمیدونستی گفتم نه، به پسر جوونی که بغل دستش بود زد گفت تلگرام بخارارو بزن برای خانوم تلگرامو زدو دهباشی گفت هر هفته برنامس پس فردا باغ فردوس جشن رونمایی مجله تنوره بیا حتما گفتم چشم  همون موقع یه خانم خیلی مسن اومد با دهباشی حرف بزنه  سوال پرسید و اونم خیلی نصفه نیمه جواب دادو رفت. منم خریدم رو کردم اودم بیرون که پیاده برگردم یکم که رفتم یدونه از این بنز ها که مد شده مدل قدیمیه ولی جدید زدن و نمیدونم اسمش چیه وسط خیابون هی داد میزد ببخشید ببخشید خانوم یه لحظه برگشتم دیدم با منه گفت یه لحظه لطفا میاین نگاش کردم  رومو برگردوندم رفتم، رسیدم به اکلر غلغله بود جای نشستن نبود رفتم یه قهوه بگیرم برم. تو حال خودم بودم کله ام تو کیفم کارتمو پیدا کردم اومدم بدم به آقاهه دیدم با لبخند زل زده بهم دیگه شک کردم که چه خبره امروز اون از دهباشی وبنزیه واین ،برگشتم تو آینه پشت سرم خودمو نگاه کردم دیدم وااای من با تاپ وشلوارک جین که تنم بوده راه افتادم اومدم بیرون . با لبخند قهوه امو گرفتم و اومدم تو خیابون یه آقایی سریع بلند شد از روی نیمکت جاشو داد بهم گفت مزاحم نیستم اینجا بایستم  گفتم خواهش میکنم. موبایلم زد خورد مجبور شدم بیام خونه خیلی داشت خوش میگذشت 

۶ نظر:

  1. یعنی می‌شه ما هم تو ایران اینطوری باشیم؟ که بی‌هوا با همون لباسی که تنمونه بیایم بیرون و هیچی نشه؟ چقدر حالم خوب شد

    پاسخ دادنحذف
  2. دیگه باید این پوشش رو روتین کنیم

    پاسخ دادنحذف
  3. گلمک جان من هر روز دارم این پوشش زن ها و دخترها رو میبینم ؛ چشم هامون باید عادت کنه که هر کس با حتی لباس راحتی توی خونه ش بره سر کوچه شون خرید کنه ؛ قهوه بگیره و حتی بره شهر کتاب :)

    پاسخ دادنحذف
  4. خیلی خوب بود واقعا خوندنش داشت خوش میگذشت

    پاسخ دادنحذف
  5. واااای چقد حالم خوب شددددد *:

    پاسخ دادنحذف
  6. داره عادی میشه ولی انگار هنوز خودمون باورمون نمیشه

    پاسخ دادنحذف