دیشب خیلی کلافه بودم. فیزیکی و روحی کم آورده بودم. دو ساعت زودتر از همیشه به رختخواب رفتم و دو ساعت دیرتر از معمول بیدار شدم. وقت باشگاه اول وقت از دست رفت. علیرغم آنکه میدانستم عصرها باشگاه در حد انفجار شلوغ است و خودم هم خستهی کار، ولی برای آنکه از برنامه عقب نیافتم عصر باشگاه بودم. کلافه و از شلوغی و گرمای عصرگاهی و خسته روی تردمیل رفتم تا ضربان قلب را بالا ببرم که آماده ی وزنه زدن بشوم. اسپاتیفای را باز کردم و دیدم رادیو مرز اپیزود جدید منتشر کرده است. آزار آنلاین زنان. مکث کردم که پخش کنم یا نه. میدانستم مثل دیگر اپیزودهایش، سخت و درگیر کننده خواهد بود. خلاصه پلی کردم و هر چه جلوتر رفت، به نقطهی انفجار نزدیکتر شدم.
برای دوستی سر مسالهای داشتم تفاوت عاملیت و مسوولیت را توضیح میدادم. برایش مثالی زدم. دوستم در این شهر جدید است و از من آدرس یک تعمیرگاه خوب را میپرسد. تعمیرگاه X را معرفی میکنم که در نقطه ی ناامن شهر است. دوستم به آن منطقه میرود و خفت میشود. آیا من عاملیتی در خفت شدن دوستم دارم؟ قطعاً نه. آیا مسوولیتی دارم که به ناامن بودن آن محل اشارهای نکردم؟ قطعاً بلی. ترجیعبند همه ی روایتها ترس آزاردیده از دفاع از خودش و عدم گزارش آزار به اطرافیانش بود. میدانم که ۱۰۰ درصد عاملیت آزار با آزارگر است، اما اینکه سه سال آزار ببینی و حتی نتوانی به همسرت نگویی …
از تجربه ی زیسته آموختهام آدم آزارگر و قلدر از ترس و سکوت قربانی تغذیه میکند و هر شرایطی که روایت آزار را برای آزاردیده سخت کند، چه ترس از قضاوت، چه رابطهی ناسالم با خانواده، چه سیستم قضایی و اداری معیوب، فقط و فقط در خدمت آزار و آزارگر است. یاد بیتی از صائب میفتم:
اظهار عجز پیش ستمپیشه ابلهیست
اشک کباب موجب طغیان آتش است
تمرین را نیمهکاره رها میکنم و بر میگردم.
:(
پاسخ دادنحذفمتاسفانه همه چیز در جهت اینه که آزار دیده سکوت کنه.
پاسخ دادنحذفمن معمولاً وقتی رادیو مرز گوش میدم چند روز تو لاک خودم میرم عادل و تو فکرم. وای بهحال این سوژه!
پاسخ دادنحذفبخاطر همینه که اینقدر شکستن مرزا و تابوها مهمه. مفهوم های حیا خجالت و آبرو باعث سکوت قربانی میشه. شجاعت و جسارت این پدیده آزار رو از پا درمیاره. فایده هم نداره اگر فقط زنها شجاع بشن چون عکس العمل مردهاست که اونها رو میترسونه.
پاسخ دادنحذفنیلی فور پرزیدنت!
حذفو عادل برای من هم خط بین عاملیت و سببیت و همبستگی خیلی وقتها مشخص نیست. آزار زنان خیلی کلیه و درکل همه معمولا کلیات رو قبول دارند و همعقیده به نظر میان. ولی جزییات سخت میشه. مثلا - من همیشه در تیمهای مهندسی کار کردم واکثریت نیروی کاری مرد هستن. وقتی می خوام یک آدم جدید استخدام کنم همیشه فکر می کنم باید متقاضیان زن رو جدیتر بگیرم برای تعدیل - ولی چقدر؟ آیا استخدام یک زن با چند سال سابقه کمتر از متقاضی مردی که قابلیت بالاتر داره درسته برای شرکت؟ اگر آره خب من تبعیض جنسی قایل شدم به نفع زن - که خب در کل و در برابر اهداف کلی من در زندگی و فرهنگ تیم کارخوبیه - ولی در جهت منافع کوتاه مدت شرکت و پروژه نیست. اگر مرد رو استخدام کنم خب من هم عاملیت دارم هم سببیت در ترویج فرهنگی که مردانه هست و یک طرفه هست و هزار مشکل با ریشه های تاریخی و اجتماعی هم داره. من هر دو رو در موقعیتهای مختلف امتحان کردم - و هیچ کدوم بی نقص نبوده.
باید گوش بدم ببینم محتوای این پادکست چیه. من موضوع تبعیض و خشونت رو جدا از هم بررسی میکنم. در موضوع تبعیض دو نوع تفکر اصلی اخلاقی هست که هر دو هم درست بنظر میرسن ( کانتی و فایده گرا، دقیق نیستم در کلمات) ولی موضوع آزار و خشونت فقط یک تکلیف داره: حذف مفهوم آبرو و غیرت، حذف ربط مردان خانواده به بدن زنان، اطمینان بخشی مردها به زنها که در موقعیت های دشوار حمایتگر هستند نه عصبانی . بحثش مفصله البته …
حذف