۱۵ تیر ۱۴۰۵

۳۳ از ۴۰

به نظرم دیگه وقت این رسیده که تمام زنان عالم قیام کنن و به تک‌تک مردهای زندگی‌شون بگن کجاها برای این‌که ایگوی آسیب‌پذیر مرده آسیب نبینه، ایراداشو به روش نیاوردن و از ایگوش مراقبت کردن. کجاها واسه این‌که اعتماد به نفسش از بین نره چیزی به روی خودشون نیاوردن و ازش انتقاد نکردن. و کجاها که مرده داشت یک‌طرفه اسب خودشو می‌تازونده، به هوای مراقبت از پسربچه‌ی آسیب‌پذیر درونش، به جای بحث و مقابله به مثل، راه‌شونو کشید‌ن و رفتن. 

یه روزایی مثل امروز قشنگ کلافه می‌شم از این مراعات کردنام. دلم می‌خواد مثل بولدوزر از روی طرف رد شم و بهش بفهمونم این‌همه ژست حق‌به‌جانب نگیره. اما باز دلم نمیاد.

به نظرم یه روزی لازمه همه‌مون بلند شیم و تمام چیزهایی که توی دلمون مونده رو صاف -چشم تو چشم- به تک‌تک مردهای زندگی‌مون بگیم و ببینیم چی از اعتماد به نفس و ایگو و پسربچه‌ی ترسیده‌ی درون‌شون باقی می‌مونه.

۵ نظر:

  1. برای روز قیام رو من حساب کن. البته اگه دل منم اومد!!

    پاسخ دادنحذف
  2. منم دلم نمیاد آیدا، اما دهن خودم سرویس شده…

    پاسخ دادنحذف
  3. قسمت اول قیام کردنه، مرحله بعد اعصاب shit show بعدش رو داشتنه! شخصا برای مراعات حال و اعصاب خودم مثل بولدوزر رد نمیشم! وگرنه که دلم به حال ایگوی این پسربچه‌ها خیلی نمیسوزه!

    پاسخ دادنحذف