به نظرم دیگه وقت این رسیده که تمام زنان عالم قیام کنن و به تکتک مردهای زندگیشون بگن کجاها برای اینکه ایگوی آسیبپذیر مرده آسیب نبینه، ایراداشو به روش نیاوردن و از ایگوش مراقبت کردن. کجاها واسه اینکه اعتماد به نفسش از بین نره چیزی به روی خودشون نیاوردن و ازش انتقاد نکردن. و کجاها که مرده داشت یکطرفه اسب خودشو میتازونده، به هوای مراقبت از پسربچهی آسیبپذیر درونش، به جای بحث و مقابله به مثل، راهشونو کشیدن و رفتن.
یه روزایی مثل امروز قشنگ کلافه میشم از این مراعات کردنام. دلم میخواد مثل بولدوزر از روی طرف رد شم و بهش بفهمونم اینهمه ژست حقبهجانب نگیره. اما باز دلم نمیاد.
به نظرم یه روزی لازمه همهمون بلند شیم و تمام چیزهایی که توی دلمون مونده رو صاف -چشم تو چشم- به تکتک مردهای زندگیمون بگیم و ببینیم چی از اعتماد به نفس و ایگو و پسربچهی ترسیدهی درونشون باقی میمونه.
برای روز قیام رو من حساب کن. البته اگه دل منم اومد!!
پاسخ دادنحذفمنم دلم نمیاد آیدا، اما دهن خودم سرویس شده…
پاسخ دادنحذفبخخخخخدا !
پاسخ دادنحذفقسمت اول قیام کردنه، مرحله بعد اعصاب shit show بعدش رو داشتنه! شخصا برای مراعات حال و اعصاب خودم مثل بولدوزر رد نمیشم! وگرنه که دلم به حال ایگوی این پسربچهها خیلی نمیسوزه!
پاسخ دادنحذفآفرین. اینم هست.
پاسخ دادنحذف