سفر یک روز عقب افتاد ولی ما شروعش کردیم. چطوری؟ از امروز جمع شدیم خونهی یکی از همراهان و فردا باقی میان و میریم.
هی میگم سبک سفر کنم ولی تابستونه و هی باید لباس عوض کنیم و یه عالمه میشه. کتاب و دفتر و وسایل نقاشی هم یه ساک دیگه. ماگ و قهوه و خوردنیهای شخصی و دارو و کفش و دمپایی هم یکی.
هرچی چلوندم از سه تا کمتر نشد.
ظهر هم میخواستم آمپول نخوردنمو بزنم که یادم رفت و با اضافه وزن قراره برگردم.
همین که برگردمم باید برم دکتر برای جوشهای جدیدی که توی کمرم دراومده و لابد اولین کار آزمایش دادنه.
باید یه کمی بیشتر مراقب باشم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر