با شنیدن موسیقی ای اسپانیایی واژه ها سرازیر انگشتانم می شوند:
که در خلوتم، هیچ کجا آرام نشدم، جز آغوش موسیقی؛ مادر
فقدان تو را حس میکنم؛ جایی در اعماق وجود خودم! نبودنت درد میکند. تو هستی و کودکیْ فریاد می زند ندارمت!
او حقیقت را می گفت «کودکی که مادر سیرش نکرده دنیا سیرش نخواهد کرد»
ترس از دست دادنت چنان در من رسوخ کرده که حتی طاقت یک شب قهر کردن را ندارم!
سنگینی سی سال نقش بزرگسالی روی شانه هایم است.
پ.ن: امروز ۲۲ خرداد است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر