۰۹ تیر ۱۴۰۵

اپیزود بیست و هفت

 بندبند وجودم درد میکنه از ظهر بعد کلاس یوگا. بهش میگم زن زیر گردن، بالای سینه‌م چرا آخه باید درد بکنه؟ عضله‌س؟ چربیه؟ چه کوفتیه؟

ترافیک شهر هم دیوانه‌‌کننده شده. راه یک ربعه رو ظهر رفتم چهل و پنج دقیقه. راه چهل دقیقه‌ای رو شب اومدیم دو ساعت.

لعنت بر مرده‌ش که حتی تو خاک کردنش هم مصیبته. همه هم دارن میگن بعد این چند روز، دوباره جنگ میشه. این چه بلاییه آخه؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر