لئو رو برده بودم ناخن هاشو کوتاه کنند. یه دختر و پسر جوونی اومدند پیش پذیرش که بچه امون بستریه اومدیم عیادتش. خیلی جدی. دختره لئو رو دید و بهم لبخند زد فهمیدم گربه داره. تو دامپزشکی اینطوریه که گربه دارها بهم نزدیک میشن اونایی که سگ دارند بهم. یه زن و مرد جوون هم که دندون سگشون آبسه کرده بود داشتند با یه آقایی که سگش بغلش بود حرف میزدند. آقای مسئول ناخن های لئو رو گرفت، سوهان کشید وپاستیلهاشو کرمزد. تمام مدت گربه داشت فیف میکرد بهش و سیس پلنگ گرفته بود. بعدممانیکور پدیکور شده قیافه گرفت و برگشت خونه و قهر کرد رفت بالای یخچال و تا شب یه کله خوابید.
تازگیا وقتی میبرم ناخنهاشو بگیرند یه جور رفتار میکنه انگار به حریم شخصیش تجاوز شده. گربه ها این روزها خیلی مسائل رو شخصی میکنند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر