دراز کشیدم روی تخت و وبلاگ میخوانم. پسرم با سه تا دختر دارند قایم باشک بازی میکنند. در بسته است و صداهایشان را جسته گریخته میشنوم که به فنلاندی همه شان حرف میزنند. یهو صدای بلند پسرم به فارسی : مهسا من میدونم تو کجا قایم شدی خیلی جای خوبیه ،جاتو یکم عوض کن که این دو تا نفهمن چون من میخوام دفعه ی بعدی اونجا قایم شم !:)))
ولی من هر وقت خواستم به زبان مادری تو هر جای این شهر راجع به کسی چیزی بگم از شانسم طرف ایرانی بود :)
پاسخ دادنحذفای جونم. نمکدون 😍😂
پاسخ دادنحذفخیلی خوب :)
پاسخ دادنحذف