۱۶ شهریور ۱۴۰۵

بی‌دندان‌ِشیر

قشنگ‌ترین چیزی که امروز تو اینستا دیدم مال یکی از بچه‌های کن‌دو بود. یه پست چند عکسه گذاشته بود، زیرش نوشته بود چطور در این فصل از زیرکارهای مهم در بریم. 
عکس اول: ساقه‌های قاصدک باز نشده رو تخته چوبی آشپزخونه،‌ چند تاشون ساقه رو از خیلی نزدیک کاسبرگ بریده بود
عکس دوم:‌ سوزن نخ شده که از کاسبرگ‌ها دارن رد می‌شن
عکس سوم: نمای نزدیک از ریسه‌ای از غنچه‌های باز نشده قاصدک
عکس چهارم:‌ نمای نزدیک از ریسه‌‌ای از قاصدک‌های سفید توپی 

دلم خواست پا شم راه بیفتم لای چمن جلوی خونه‌ها دنبال قاصدک بگردم و یکی از این ریسه‌ها درست کنم. بذارمش جلوی چشمم که یادم باشه بیشترِ کارایی که می‌کنم و حرف‌هایی که می‌زنم، همین‌قدر قشنگ ولی بی‌فایده و کم‌دوومن.

بعد افتادم به یه مشت کار بی‌فایده‌ی دیگه که حتی قشنگ هم نبودن. شاید فردا.


پ.ن. از برکات نوشتن به فارسی اینه که یهو کلمه‌های فارسی یادم می‌آد. کلمه‌ترکیب امروز دندانِ‌شیر و کاسبرگ بود. از هدف‌های بی‌فایده‌م اینه که یه روز دوباره بتونم فارسی فکر کنم و فارسی بنویسم.

۲ نظر:

  1. چه ریسه‌ی قشنگی. تو هم قشنگ نوشتی و تصویرش کردی نارنجی جون :*

    پاسخ دادنحذف
  2. چند ساله مگه رفتی که فارسی فکر کردن یادت رفته؟ باید زیاد باشه

    پاسخ دادنحذف