۰۷ مهر ۱۴۰۵

ر عزیزم سلام
ح از گفتگوهای عمیق می ترسه. فکر می کنه اگه شیر آب آشپزخونه رو آروم به سمت راست بچرخونم، چون دیگه آب توی صورتم نمی پاشه پس اشکال نداره. امروز یادم افتاد که شما هر باری که همو دیدین با هم بحث کردین. من وقتی میزبانم، با کسی بحث نمی کنم. چون مامانم از بچگی توی گوش ما کرده که وقتی میزبان هستیم نباید چیزی بگیم و می تونیم گلایه هامون رو بذاریم برای وقتای دیگه. به خاطر همین اون باری که با آ و ح خونه ی تو جمع شده بودیم و تو شروع کردی به داد زدن سر ح، من خیلی ناراحت شدم. در حالی که توی یزد هم شما با هم بحث کردین و من فقط تنهاتون گذاشتم. همین تنها گذاشتن دیگران وقت دعوا هم مامانم یادم داده. وقتی توی بچگی با الف دعوا می کردم، مامانم از خونه می رفت بیرون و می گفت تا وقتی بر می گردم به یه نتیجه ای برسین خودتون. انگار ما توی دعوا دنبال نتیجه بودیم. ما فقط بچه بودیم. ف میگه مامانت کار خوبی می کرد، آی دونت تینک سو. چرا انقدر دارم شبیه مامانم میشم؟ نون تنها دختریه که دیدم آرزو داره شبیه مامانش باشه. این خواسته ی من نبود اما داره اتفاق می افته. از نحوه ی برخورد توی موقعیت های حساس تا شکل خوابیدنم. صاد میگه تو مثل مامان نیستی، آی دونت تینک سو. کاش مامانم وبلاگ داشت و می تونستم بفهمم توی مغزش چی میگذره. اون موقع راحت تر می تونستم بگم مثل همیم یا نه.
با مهر و ماچ و به امید دیدار

۱۴ نظر:

  1. چه عجیب. منم نمی‌خوام نغمه اما تو یه چیزهایی شبیه‌ مامانم شدم انگار!

    پاسخ دادنحذف
  2. کاش بچه‌هامون هم وبلاگ داشتن می‌تونستیم بفهمیم تو مغزشون چی می‌گذره.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. نه واقعا، مادر پدرا خیلی فوضولن:دی اگه مادرا بلاگ داشتن میشد بیشتر درکشون کرد.

      حذف
    2. وای اره فک کن اگه مامان من از بچگی من همه کارهامو میدونست هم سکته کرده بود هم دیوونه شده بود

      حذف
    3. به آیدا: شاید هم دارن.
      به ویلا: موافقم :))
      به نیلی: :)) منم هیچ وقت نمی خوام مامانم بفهمه من نمی خواستم شبیهش باشم.

      حذف
  3. من واقعاً دوست ندارم شکل مامانم باشم. ولی شبیه خاله‌م میشم گاهی موقع رفتار

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. سایه مامانت بالاخره یه جوری ژن رو بهت رسوندن :))

      حذف
  4. من وقتی حواسم خیلی جمعه برعکس مامانم هستم ولی وقتی هول میشم عین اونم :))

    پاسخ دادنحذف
  5. منم نمی خوام ولی بین خواست من و واقعیت سال های نوری فاصله است.

    پاسخ دادنحذف